الکلام اللطیف؛ شرح فارسی بر تصریف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٧ - برخى از احكام مضاعف
شرح
و يقال له الاصم: ضمير در « له » به مضاعف برگشته و كلمه « اصم » يعنى شديد و سخت و چون در كلمه مضاعف دو كلمه در هم ادغام شده و اين امر موجب شديد اداء شدن كلمه مىگردد و از اينجهت نامش را اصمّ گذاردهاند.
هو من الثّلاثى المجرّد: ضمير « هو » به مضاعف برمىگردد.
كردّ: كلمه « ردّ » يعنى برگرداند.
اعدّ: يعنى آماده نمود.
و هو من الرّباعى: ضمير « هو » به مضاعف برمىگردد.
و يقال له المطابق: ضمير در « له » به مضاعف از رباعى برگشته و كلمه « مطابق » بفتح باء يعنى بصيغه اسم مفعول مىباشد و چون در اينكلمه فاء الفعل و لام الفعل اوّل باهم و عين الفعل و لام الفعل دوّم با يكديگر موافق و مطابق هستند از اينجهت بآن « مطابق » گفتهاند.
نحو: زلزل:: يعنى لرزيد.
متن: و انّما الحق المضاعف بالمعتلّات، لانّ حرف التّضعيف يلحقه الابدال كقولهم: امليت بمعنى امللت.
و يلحقه الحذف كقولهم: مست و ظلت بفتح الفاء و كسرها و احست اى مسست و ظللت و احسست.
ترجمه:
برخى از احكام مضاعف
همانا مضاعف به معتلّات ملحق مىشود زيرا ابدال بحرف تضعيف ملحق مىگردد همچون گفته اهل زبان: « امليت » كه بمعناى « امللت » مىباشد.