الکلام اللطیف؛ شرح فارسی بر تصریف
(١)
مقدمه
٣ ص
(٢)
هذا كتاب التصريف
٥ ص
(٣)
كتاب تصريف
٥ ص
(٤)
تقسيم فعل
٨ ص
(٥)
مقصود از اقسام مذكور
١٠ ص
(٦)
فعل رباعى مجرد و مزيد فيه
١٦ ص
(٧)
قسم اول از فعل ثلاثى مزيد فيه
١٦ ص
(٨)
قسم دوم از فعل ثلاثى مزيد فيه
١٧ ص
(٩)
قسم سوم از فعل ثلاثى مزيد فيه
١٨ ص
(١٠)
امثله فعل رباعى مزيد فيه
١٩ ص
(١١)
تنبيه
١٩ ص
(١٢)
تنبيهفعل لازم و فعل متعدى
٢٠ ص
(١٣)
متعدى كردن فعل ثلاثى مجرد
٢٠ ص
(١٤)
فصلفى امثلة تصريف هذه الافعال
٢٤ ص
(١٥)
فصل در بيان امثله تصريف اين افعال
٢٤ ص
(١٦)
فعل مضارع و اقسام آن
٣٣ ص
(١٧)
موارد وقوع چهار حرف زائد در فعل مضارع
٣٣ ص
(١٨)
تقسيم فعل مضارع
٣٥ ص
(١٩)
تذكر و تنبيه
٣٥ ص
(٢٠)
فعل مضارع معلوم
٣٧ ص
(٢١)
فعل مضارع مجهول
٤٠ ص
(٢٢)
صرف فعل مضارع از ماده«نصر» با«لاء» نافيه
٤١ ص
(٢٣)
دخول جازم بر سر فعل مضارع
٤٣ ص
(٢٤)
دخول ناصب بر سر فعل مضارع
٤٤ ص
(٢٥)
صرف چهارده صيغه فعلمضارع با كلمه«لن»
٤٤ ص
(٢٦)
«لام» امر
٤٥ ص
(٢٧)
«لاء» ناهيه
٤٦ ص
(٢٨)
امر بصيغه ياامر حاضر
٤٧ ص
(٢٩)
تنبيه
٥١ ص
(٣٠)
نون تأكيد و درآمدنش بر سر افعال
٥٤ ص
(٣١)
حكم نون تأكيد
٥٧ ص
(٣٢)
اسم فاعل
٦٠ ص
(٣٣)
صرف اسم فاعل ازماده«نصر»
٦١ ص
(٣٤)
اسم مفعول
٦١ ص
(٣٥)
فصل المضاعف
٦٦ ص
(٣٦)
فصل در بيان فعل مضاعف
٦٦ ص
(٣٧)
برخى از احكام مضاعف
٦٧ ص
(٣٨)
ادغام و موارد وجوب آن
٦٩ ص
(٣٩)
موارد امتناع ادغام
٧٠ ص
(٤٠)
موارد جواز ادغام
٧٠ ص
(٤١)
فصل المعتل
٧٤ ص
(٤٢)
فصل در بيان معتل و اقسام آن
٧٤ ص
(٤٣)
نوع اول معتل الفاء
٧٥ ص
(٤٤)
نوع دوم معتل العين
٨٣ ص
(٤٥)
حكم معتل العين
٨٣ ص
(٤٦)
صرف اجوف واوى
٨٤ ص
(٤٧)
صرف اجوف يائى
٨٤ ص
(٤٨)
اسم فاعل از اجوف
٩٦ ص
(٤٩)
اسم مفعول از اجوف
٩٦ ص
(٥٠)
نوع سوم معتل اللام
٩٨ ص
(٥١)
صرف ناقص واوى با جازم
١٠٣ ص
(٥٢)
صرف ناقص يائى با جازم
١٠٤ ص
(٥٣)
صرف ناقص الفى با جازم
١٠٤ ص
(٥٤)
صرف ناقص واوى با ناصب
١٠٤ ص
(٥٥)
صرف ناقص يائى با ناصب
١٠٥ ص
(٥٦)
صرف ناقص الفى با ناصب
١٠٥ ص
(٥٧)
صرف ناقص واوى
١٠٦ ص
(٥٨)
صرف ناقص يائى
١٠٧ ص
(٥٩)
صرف امر حاضر از ناقص واوى
١١٠ ص
(٦٠)
صرف امر حاضر از ناقص يائى
١١١ ص
(٦١)
صرف امر حاضر از ناقص الفى
١١١ ص
(٦٢)
اسم فاعل از ناقص
١١٢ ص
(٦٣)
اسم مفعول از ناقص
١١٣ ص
(٦٤)
نوع چهارم معتل العين و اللام
١١٦ ص
(٦٥)
نوع پنجم معتل الفاء و اللام
١١٨ ص
(٦٦)
نوع ششم معتل الفاء و العين
١١٩ ص
(٦٧)
نوع هفتم معتل الفاء و العين و اللام
١١٩ ص
(٦٨)
اسم آلت
١٣١ ص
(٦٩)
تنبيه
١٣٢ ص
(٧٠)
تنبيه مصدر مره
١٣٢ ص
(٧١)
مصدر نوعى
١٣٢ ص

الکلام اللطیف؛ شرح فارسی بر تصریف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠ - فصل در بيان امثله تصريف اين افعال

شرح‌

در اين عبارات شرح و علامت ماضى مجهول بيان گرديده است:

ماضى مجهول: ماضى مجهول عبارتست از فعلى كه آنرا براى مفعول بنا مى‌كنند يعنى نسبت فعل را بجاى اينكه بفاعل دهند بمفعول مى‌دهند از اينرو در كلام نامى از فاعل آن نمى‌برند.

و علامتش آنستكه يا اوّل و يا اوّلين حرف متحرّكش مضموم بوده و ما قبل آخرش مكسور مانند: نصر زيد (يارى شد زيد).

در اين عبارت « نصر » به « زيد » نسبت داده شده و آن در اصل مفعول بوده است زيرا ابتداء نصر عمرو زيدا بوده سپس « نصر » مجهول گرديد و از فاعلش نامى برده نشد لذا « زيد » كه مفعول بود بجاى فاعل قرار گرفت و چنانچه مشاهده مى‌كنيم اوّلين حرف آن كه (نون) باشد مضموم بوده و حرف پيش از آخر يعنى (صاد) مكسور است.

و نيز مانند: استخرج المال (مال بيرون آورده شد).

در اين عبارت « استخرج » به « المال » نسبت داده شده و آن در اصل مفعول بوده است زيرا ابتداء استخرج زيد المال بوده سپس « استخرج » مجهول گرديد و از فاعلش يعنى زيد نامى برده نشد لذا « المال » كه مفعول بود بجاى فاعل قرار گرفت و همانطورى كه مشاهده مى‌كنيم اوّلين حرف متحرّك آن كه « تاء » باشد مضموم است و حرف پيش از آخر يعنى « راء » مسكور مى‌باشد.

و بايد توجّه داشت همزه وصلى كه در ابتداء آن درآمده از نظر حركت تابع تاء مى‌باشد يعنى چون تاء مضموم گشت همزه نيز مضموم مى‌گردد.

و المبنىّ للمفعول منه: ضمير در « منه » به ماضى راجعست.

لم يسمّ فاعله: يعنى اسم از فاعلش برده نشده.