الکلام اللطیف؛ شرح فارسی بر تصریف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٦ - نوع چهارم معتل العين و اللام
ترجمه:
نوع چهارم معتلّ العين و اللّام
معتلّ العين و اللّام كلمهاى است كه عين الفعل و لام الفعلش هردو حرف علّه باشد و بآن لفيف مقرون گويند.
مانند: شوى (بريان كرد) يشوى (بريان مىكند) شيّا (بريان كردن).
اينكلمه مثل « رمى، يرمى، رميا» است و هرچه در آن گفتيم در اين نيز جارى است.
و نيز مانند: قوى (نيرو گرفت) يقوى (نيرو مىگيرد) قوّة (نيرو گرفتن) و روى (سيراب بود) يروى (سيراب مىباشد) ريّا (سيراب بودن).
ايندو فعل مانند: « رضى، يرضى، رضيا» هستند و آنچه در اين گفتيم در آنها نيز جارى است.
صيغه مفرد مذكّر از اسم فاعل در « روى، يروى» (ريّان) و صيغه مفرد مؤنّثش (ريّى) مىباشد همچون « عطشان » و « عطشى » .
و ماضى آن از باب افعل « اروى » همچون « اعطى » مىباشد.
و كلمه « حيى » نيز لفيف مقرون است كه مانند « رضى » مىباشد و در آن « حىّ، يحيى، حيوة» نيز جايز است يعنى آنرا هم با فكّ ادغام مىتوان خواند و هم با ادغام.
و اسم فاعلش « حىّ » است.
و در صيغه تثنيه از ماضى آن نيز دو وجه جايز است: حيّا و حييا.
و صيغه تثنيه از اسم فاعلش « حيّان » است.
و در صيغه جمع مذكّر غائب از ماضى آن نيز دو وجه جايز است: حيّوا (با ادغام) و حييوا (با فكّ ادغام).
و صيغه جمع از اسم فاعلش « احياء » مىباشد.