الکلام اللطیف؛ شرح فارسی بر تصریف - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١ - مقصود از اقسام مذكور
يمدّ.
قال، يقول (مثال است براى ثلاثى مجرّد غير سالمى كه يكى از حروف اصلى آن حرف علّه مىباشد).
امر، يأمر (مثال است براى ثلاثى مجرّد غير سالمى كه يكى از حروف اصلى آن همزه مىباشد).
مدّ، يمدّ (مثال است براى ثلاثى مجرّد غير سالمى كه يكى از حروف اصلى آن تشديد دارد).
فعل ثلاثى مزيد سالم مانند: اكرم، يكرم.
فعل ثلاثى مزيد غير سالم مثل: اقام، يقيم يا آمن، يؤمن و يا اجلّ، يجلّ.
اقام، يقيم (مثال است براى ثلاثى مزيد غير سالمى كه يكى از حروف اصلى آن حرف علّه مىباشد).
آمن، يؤمن (مثال است براى ثلاثى مزيد غير سالمى كه يكى از حروف اصلى آن همزه مىباشد).
اجلّ، يجلّ (مثال است براى ثلاثى مزيد غير سالمى كه يكى از حروف اصلى آن تشديد دارد).
فعل رباعى مجرّد سالم مانند: دحرج، يدحرج.
و كلّ واحد منهما: ضمير در « منهما » به ثلاثى و رباعى راجع است.
و كلّ منها امّا سالم او غير سالم: ضمير در « منها » به ثلاثى و رباعى و مجرّد و مزيد برمىگردد.
و نعنى بالسّالم: كلمه « نعنى » فعل مضارع، صيغه متكلّم مع الغير است يعنى قصد مىكنيم.
من حروف العلّة: حروف علّه سهتا است: