قرآن و قرآن پژوهي

قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ٥٧

( براى تفصيل ـ فرهنگ موضوعى قرآن , ذيل قصص قرآن ). بعضى از قصص قرآ ن , مانند قصه آدم و ابليس و موسى و فرعون و عيسى و مريم و طوفان نوح در كتاب مقدس ( عهد عتيق ) هم سابقه دارد , كه هم قرآن و هم تاريخ فرهنگ رسمى اسلام و شيعه , حضرت رسول (ص ) را بى خبر از آنها مى داند , در قرآن تصريح شده است كه پيامبر (ص ) فقط از طريق وحى از آنها با خبر شده و آنها را دريافت كرده است . ( از جـمله آل عمران , ٤٤ ; هود , ٤٩ ; يوسف , ١٠٢ ; شورى , ٥٢ ) و مى فرمايد : ( بخوبى مى دانيم كه ايشان مى گويند همانا بشرى او را آموزش مى دهد. [ ايـن سـخن درست نيست چرا كه ] زبان كسى كه اينان كژانديشانه ادعا مى كنند گنگ و بيگانه است و اين زبان [ زبان قرآن ] عربى [ شيوا و ] روشن است . ( نـحـل , ١٠٣ ) بـه هر حال اگر قصه شناسان يا مستشرقان , نظرى جز اين داشته باشند , مورد قبول مسلمانان و قرآن پژوهان مسلمان نيست . گفتنى است كه بعضى از صحابه كه ابتدا از اهل كتاب ( غالبا يهودى ) بودند , سپس اسلام آورده بـودنـد , پس از نزول قصص قرآن براى شرح و بسط آن قصص , شرح و بسطهايى از فرهنگ خود , نقل مى كردند كه به آنها در مورد يهود اسرائيليات و در مورد نصارى , نصرانيات گفته مى شود و غـالـبا از وهب بن منبه و كعب الاحبار , و عبداللّه بن سلام نقل شده و در بعضى تفاسير قرآن , راه يافته است و در مورد روا يا ناروا بودن آنها , احاديث مختلفى نقل شده است . ( ـ اسرائيليات در دايرة المعارف تشيع ). قرآن پژوهان براى قصص قرآن فوايدى برشمرده اند. ١ ) قـصـص انبياء جزو برترين معارف آن روزگار بوده است , و چيزى كه جز بعضى از راسخان در علم از اهل كتاب , از آن اطلاع نداشتند , از طريق وحى به پيامبر (ص ) مى رسيد و دستمايه تحدى آن حـضـرت (ص ) بـود , و ضمنا نشان مى داد كه عربها با اسلام و اين اخبار و قصص از فرهنگ جاهليت به در آمده اند. ٢ ) معرفت به تاريخ گذشتگان . ٣ )