قرآن و قرآن پژوهي

قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١٣٧

و مسائل بسيار ديگر كه البته وحـى الهى در احكام آنها تغيير و تحول عظيم و انسانى به بار آورده استه ) در قرآن مجيد بازتاب دارد. ( براى تفصيل بيشتر ـ جاهليت كتاب قرآن پژوهى ). آرى بـدين ترتيب چون خداوند فرهنگ و زبان آن روزگاران را مبناى نزول وحى انتخاب فرموده اسـت , لـذا لغات دخيل يا معرب يا وام واژه هاى موجود در زبان عربى آن مقطع زمانى ـ مكانى ( يا تاريخى - جغرافيايى - فرهنگى ) نيز در بافت وحى بازتاب يافته است . اميدوارم اين مقدمه ها باعث سوءتفاهم نشود. اين نظريه هاى موقت و محتمل , واقع بينانه پيش نهاده شده است . نه آرمان گرايانه يا ايدئولوژى وار. و شايد كمى از مشكلات در پرتو آنها حل شود. فـى الـمـثل اگر گفته شود كه چشم زخم و جادو كه در قرآن داراى اثر و تاثير تلقى شده است , مـبـنـاى عـلـمـى ندارد , پاسخش اين خواهد بود كه خداوند فرهنگ معينى را ( همچنانكه زبان دوره اى معين را ) , برگرفته و بازتافته است . اين امر با وجود حقايق عظيم ازلى و ابدى غيبى و قدسى كه قرآن كريم سرشار از آنهاست منافات ندارد. و راقم اين سطور , به اين اعتقاد ضرورى اسلامى - شيعى پايبند است كه قرآن مجيد به عين الفاظ آن وحـى الـهـى اسـت كه حق تعالى آن را - كه اصلش در لوح محفوظ , محفوظ است - به توسط فـرشـته امين وحى يعنى جبرئيل , هم يكباره و هم به تفاريق بر قلب [ قواى دراكه پيامبر اسلام ] فروفرستاده است و نزول آن در حدود بيست و سه سال به طول انجاميد. و سـپس با نظر و نظارت اكيد حضرت رسول (ص ) كاتبان وحى آن را نوشته اند و جمع و تدوين و ترتيب و مصحف ساختن آن از عصر رسول اللّه (ص ) تا زمان عثمان به طول انجاميده , و مجموعه وحـى الـهى بدون هيچ افزود و كاست , البته بدون نقطه و نشانها و اعراب , به دستور عثمان و بر مبناى جمع اصلى زمان حيات رسول اللّه (ص ) و جمع ديگر در زمان