قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١٥٣
كه اين وجه اشتقاق بسيار ساختگى مى نمايد. ( واژه هاى دخيل , ص ٣١١ ).
٣١ ) عفريت .
[ فقط يك بار در قرآن به كار رفته است : نمل , ٣٩ ].
جواليقى و ادى شير و امام شوشترى به اين كلمه نپرداخته اند. آرتور جفرى با استناد به قول هس و فولرس آن را از آفريد ( آفريدن ) فارسى مى داند. ( واژه هاى دخيل , ص ٣١٦ ).
٣٢ ) غمز / غمزه .
[ البته در قرآن فقط يك بار مشتق يتغامزون به كار رفته است : مطففين , ٣٠ ].
جواليقى از اين كلمه ياد نكرده است . ادى شير آن را اشاره خاص به چشم و ابرو و معرب از غمزه فارسى مى داند. ( الالفاظ الفارسية المعربة , ص ١١٦ ). امام شوشترى با استناد به ادى شير و برهان قاطع آن را فارسى دانسته است . ( واژه هاى فارسى در زبان عربى , ص ٤١٨ ).
٣٣ ) فردوس .
[ ٢ بار در قرآن به كار رفته است .
از جمله : كهف , ١٠٧ ]. سـيـوطى در اتـقان ( ٢/١٣٧ ) و مهذب ( ص ١٠٠ ـ ١٠٢ ) و جواليقى آن را معرب , و بر وفق منابع مختلف رومى [ يعنى يونانى ] و سريانى مى شمارد. ( المعرب , ص ٢٤٠ ـ ٢٤١ ). ادى شير به اين كلمه نپرداخته است . مـحـمـد على امام شوشترى مى نويسد : فردوس ج : فراديس : باغ , باغ وحش , اين واژه در قرآن كريم به كار رفته است . شكل فارسى واژه پرديس است كه به معنى باغى بوده كه جانوران را در آن نگه مى داشته اند. ( فرهنگ واژه هاى فارسى در زبان عربى , ص ٤٩٢ ). آرتور جفرى مى نويسد :