قرآن و قرآن پژوهي

قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١٥٤

فردوس نماياننده پارادئى سوس يونانى است , و گ . هـوفـمان بر شالوده جمع آن فراديس واژه را مستقيما گرفته شده از يونانى مى داند ... اصل واژه ايرانى است . در اوستايى پاييريدئزا در حالت جمع به معناى جاى گرد دوربسته است . گـزنفون اين واژه را وارد زبان يونانى كرد و براى باغها و گردشگاههاى شاهنشاهان ايران به كار بـرد ... فـولـرس گـمـان مى برد كه صورت قرضى واژه , فراديس است و فردوس بعدا از روى آن ساخته شده است ... ( واژه هاى دخيل , ص ٣٢٧ ـ ٣٢٨ ). ٣٤ ) فيل . [ فقط يك بار در قرآن به كار رفته است : سوره فيل , ١ ]. جواليقى به اين كلمه نپرداخته است . ادى شير مى نويسد كه گويند معرب از فارسى است ولى به نظر من اصل آرامى دارد. ( الالفاظ الفارسية المعربة , ص ١٢٣ ). امام شوشترى نيز آن را معرب پيل فارسى مى داند. ( فرهنگ واژه هاى فارسى در زبان عربى , ص ٥١٠ ـ ٥١١ ). آرتـور جفرى مى نويسد : واژه فيل صورت ايرنى دارد ... و به گونه مستقيم از فارسى ميانه , يا به گونه غيرمستقيم از طريق زبان آرامى وارد زبان عربى شده است ... ( واژه هاى دخيل , ص ٣٣٦ ) . ٣٥ ) قسورة . [ فقط يك بار در قرآن به كار رفته است : مدثر , ٥١ ]. جواليقى به اين كلمه نپرداخته است . ادى شير مى نويسد قسوره يعنى اسد [ شير ] و عزيز و شجاع . قيسرى يعنى مرد نيرومند. و اينها معرب كلمه كشورز فارسى است يعنى عظيم و عزيز : ( الالفاظ الفارسية المعربة , ص ١٢٦ ) . آرتور جفرى به اين كلمه نپرداخته است . امـام شـوشـترى مى نويسد : به نظر ادى شير اين واژه فارسى عربى شده است و شكل فارسى آن كشورز است كه به معنى بزرگ و استوار در فارسى است . نويسنده برهان قاطع لغت كشورز را به معنى بزرگ و كشورزيان را به معنى بزرگان آورده است . ( فرهنگ واژه هاى فارسى در زبان عربى , ص ٥٣١ ).

٣٦ ) كاس .