قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١١٣
كـتابى در اين زمينه دارد مشتمل بر مبهماتى [ از عبارات قرآن ] كه در جاى ديگر روشن شده است , و من در نوع مجمل ( فصل مربوط به مبهمات ) مثالهايى از آن نقل كرده ام . ( الاتقان فى علوم القرآن , للحافظ جلال الدين عبدالرحمن السيوطى . تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم . قاهرة , ١٩٧٥ , ج ٤ , ص ٢٠٠ - ترجمه فارسى اتقان , ج ٢ , ص ٥٥٧ ). گـفـتـنـى اسـت كه زركشى و سيوطى اين قول را از خود نگفته اند , و سخن خود را با قيل ( گفته شده است ) يا قال العلماء ( علماء گفته اند ) آغاز كرده اند. به احتمال قريب به يقين منشا اصلى قول آنان , قول صريح ابن تيميه ( ٦٦١ ـ ٧٢٨ ) است در كتاب كوچكى به نام مقدمة فى اصول التفسير ( لبنان , دارمكتبة الحياة , ١٩٨٠ م ) كه عباراتش شباهت تام و تمام به عبارات زركشى و سيوطى دارد. از ابـن تيميه قديمتر كسى از مفسران به اين قاعده تصريح نكرده است , نه شيخ طوسى , نه شيخ طبرسى , نه ابوالفتوح , نه زمخشرى و نه طبرى . ولى منشا اين قول در منابع كهنتر هم پيدا مى شود و چه منبعى كهنتر از نهج البلاغه و چه منبعى عظيم تر و اساسى تر از خود قرآن ؟
شرح اين اجمال خواهد آمد. اميرالمؤمنين على (ع ) در خطبه ١٣٣ در اشاره به قرآن كلمات بلندى دارد , تا آنجا كه مى فرمايد : كـتـاب اللّه تـبـصـرون بـه , و تـنطقون به , و تسمعون به ( كتاب خدا كه : بدان - راه حق را - مى بينيد , و بدان - از حق - سخن مى گوييد , و بدان - حق را - مى شنويد ). بعد مى رسد به عباراتى كه از نظر بحث ما حائز اهميت است : و ينطق بعضه ببعض و يشهد بعضه على بعض ... ( بعض آن بعض ديگر را تفسير كند و پاره اى بر پاره ديگر گواهى دهد. - نهج البلاغة . ترجمه دكتر سيد جعفر شهيدى , ص ١٣٢ ).