قرآن و قرآن پژوهي

قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١٠٣

صيانة القرآن , ص ١٩٦ ـ ٢٣٦ ) آيت اللّه خويى نيز پاسخهاى متقنى به اين شبهات ( دلايل يازدهم و دوازدهم محدث نورى در فصل الخطاب ) دارد. از جمله مى نويسد : اين روايات دلالت بر وقوع تحريف قرآن به معناى متنازع فيه ندارد. تـوضيح آنكه بسيارى از اين روايات در عين آنكه سندشان ضعيف است , از كتاب احمد بن محمد السيارى گرفته شده كه علماى رجال اتفاق در فساد مذهب او دارند كه قائل به تناسخ بوده است , و نيز از على بن احمد كوفى گرفته شده كه علماى رجال او را كذاب و فاسد المذهب مى دانند. ديگر اينكه بخش معظمى از روايات او مربوط به اختلاف قراآت است . و از قـول عـلـمـاى بـزرگ شيعه چنين نقل مى كند كه روايات مربوط به تحريف , مخالف اجماع امت اند بايد يا آنها را تاويل يا طرح كرد. ( البيان , ٢٤٥ ـ ٢٥٣ ). همچنين روايات بسيارى داريم كه حاكى از عرضه داشته احاديث بر قرآن است كه حديث مخالف با قرآن را بايد به ديوار زد و براى آن اعتبارى قائل نشد. در اين صورت قرآن حاكم بر حديث و محك و ملاك صدق آن است , نه بالعكس . يعنى نمى توان با حديث كه ظنى الصدور است , درباره قرآن كه قطعى الصدور است , داورى كرد. چون به قول معروف الحديد لا يفلح الا بالحديد و رستم را هم رخش رستم كشد. اشـتباه روشمندانه اخباريان , از جمله محدث نورى , اين است كه اهميت گزاف و بى حد و حصر بـه هـرگونه حديثى مى دهند و نقادى و ارزشيابى احاديث را خوش ندارند و از روايت الحديث به درايـت الـحـديـث نمى پردازند , و آگاهانه يا ناآگاهانه , مجموعه كل احاديث را بر خلاف اجماع علماى فريقين قطعى الصدور مى دانند. يا عملا با آن چنين رفتارى دارند. اگـر ايـنـهـمـه بـاريك بينى و بهانه جويى كه امثال محدث نورى در كاروبار جمع و تدوين قرآن مـى كـنند , در كاروبار جمع و تدوين حديث كنند به اين نتيجه خواهند رسيد كه اين گونه اتكاى افـراطى بـه هرگونه حديث , پشتوانه علمى و عقلى و تاريخى ندارد و از آن گذشته نقض