قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١٤٤
[ در قرآن فقط يك بار در سوره غاشيه , آيه ١٦ , به كار رفته است .
]يعنى فرشهاى مجلل . ادى شـيـر آن را تعريب زرآب فارسى مى داند و مى نويسد كه فرانكل آن را معرب از زيرپا مى داند ( الالفاظ الفارسية المعربة , ص ٧٧ ). آرتور جفرى مى نويسد كه فرانكل آن را سريانى مى داند ولى از قول هوفمان آن را گرفته شده از زيرپا ى فارسى مى داند كه احتمال صحت بيشترى دارد. و هـوروويـتس آن را ممكن مى انگارد ... هر چند اگر آن را فارسى بينگاريم محتمل تر آن است كه واژه بـا صـورتـى از واژه پهلوى زرين ... ربط داشته باشد . سپس حدس نولدكه كه آن را از منشا حبشى مى داند تضعيف مى كند و سرانجام مى نويسد : و در نتيجه اين تمايل در انسان پديد مى آيد كـه احـتـمالا هم واژه عربى و هم واژه حبشى ( زربيه ) از يك منبع ايرانى گرفته شده باشند كه متاسفانه در حال حاضر ما شواهد كافى براى اثبات آن در دست نداريم . ( واژه هاى دخيل , ص ٢٣٣ ). مـتـرجـم مـحـترم واژه هاى دخيل در تعليقه اى بر اين كلمه آورده است : شوشترى در فرهنگ واژه هاى فارسى در زبان عربى ( ص ٣٠٦ ) آن جمع زربى و معرب زرباف فارسى گرفته است . نظر او محتمل تر از زير پا ى ادى شير است . در اين صورت بايد پنداشت كه تصحيفى در واژه رخ داده است . ( واژه هاى دخيل , ص ٤٢ ).
١٦ ) زمهرير.
[ در قرآن فقط يك بار , در سوره انسان , آيه ١٣ به كار رفته است ].
ادى شـيـر مى نويسد : زمهرير يعنى شدة البرد [ شدت سرما , سرماى سوزان ] مركب از زم يعنى سرما , و هرير يعنى موجب [ مثلا - زا ] , و در همين زمينه گويند ازمهراليوم , يعنى سرماى امروز بالا گرفت . ( الالفاظ الفارسية المعربة , ص ٧٩ ). محمد على امام شوشترى نيز اين راى را تاييد مى كند و در شرح آن مى نويسد : لغت زم به معنى سرما در تركيبات