قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١٠٤
غرض دربردارد. زيـرا قرآن سند بزرگ و حيانى و ركن ركين اسلام است كه اگر به هر دليل خدشه دار شود , ديگر مجالى براى آنكه حديث معتبر و محدث محترم بماند , باقى نخواهد ماند. بـه قـول اسـتـاد سيد على كمالى دزفولى به عقيده ما مجتهدى كه قائل به تحريف قرآن باشد , مجتهد نيست . زيرا مهمترين مستند اجتهاد را از دست داده است . مضافا به آنكه اجتهاد در امرى ضرورى آنهم از مسائل اعتقادى مورد ندارد. ( قانون تفسير , ص ٨٢ ). شـيـواتـريـن دلـيل عقلى را در اين زمينه شادروان علامه طباطبايى عرضه داشته است : اما آن قرآنى را كه زيد بن ثابت در زمان عثمان گردآورى كرد , بدون شك حاوى جميع قرآن است و در آن يك كلمه كم و يا يك كلمه زياد نشده است . و قول به تحريف قرآن از درجه اعتبار ساقط است . چون اخبار آحادى كه در تحريف وارد شده است , حجيت آنها متوقف بر حجيت قول امام است , كه آن را بـيان كرده است , و حجيت قول امام متوقف بر حجيت قول رسول اللّه (ص ) است كه امام را وصـى و خـلـيفه و معصوم معرفى فرموده است ; و حجيت قول رسول اللّه متوقف بر حجيت قرآن است كه رسول اللّه را معصوم و امام و نبى و ولى معرفى كرده است ; و اگر قائل به كم بودن يا زياد بـودن يـك حـرف در قرآن مجيد بشويم , تمام قرآن از حجيت ساقط مى شود و سقوط اين حجت حـجـيت اخبار تحريف را نيز ساقط مى كند ... [ به تعبير ديگر ] اخبار تحريف كه قرآن را از حجيت سـقـوط مـى دهد , عمل به مفادش موجب اسقاط خود آنها مى شود , يعنى از ثبوتش عدمش لازم مى آيد و بنابراين عمل به آنها مستحيل [ غير ممكن ] است . ( مهر تابان , مجموعه مصاحبات آيت اللّه سيد محمد حسين حسينى طهرانى با علامه سيد محمد حسين طباطبايى , ص ٢٠٦ ـ ٢٠٧ ) امثال محدث نورى از تولاى افراطى و در حد غلو به اهل بيت عـليهم السلام , و حسرت اينكه چرا نام مبارك ايشان در قرآن نيامده است , و نيز از بغض و تبراى افـراطى نسبت به اغيار - كه همه افتخار جمع و تدوين