قرآن و قرآن پژوهي

قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١٤٩

اين كلمه اشاره نكرده اند. ادى شير نيز متعرض آن نشده است . سرد يعنى زره . آرتـور جـفـرى مى نويسد : به نظر مى رسد كه سرد صورت و گونه اى از زرد [ فارسى ] است كه مانند مزرد در ميان اعراب شيوع داشته است . امـا واژه زرد چـنـانـكـه فرانكل يادآور شده است ... از منابع ايرانى گرفته شده است . در اوستايى زراده بـه معناى زره است ... كه در پهلوى زريه و در فارسى جديد زره ... شده است ... اين واژه يك واژه قـرضـى قديمى است كه در دوره پيش از اسلام وارد زبان عربى شده و احتمالا بى واسطه از فارسى يا از طريق سريانى وارد آن زبان شده است . ( واژه هاى دخيل , ص ٢٥٧ ). گفتنى است كه در عربى به زره ساز يا زره باف , زراد مى گويند. چنانكه سراد نيز مى گويند ( ـ لسان العرب ).

٢٤ ) سرمد.

[ ٢ بار در قرآن به كار رفته است .

از جمله : قصص , ٧١ ]. جواليقى در المعرب , و نيز ابن منظور در لسان العرب , و فيروزآبادى در قاموس به فارسى معرب بودن اين كلمه اشاره اى ندارند. ادى شير آن را فارسى و مركب از سر + امد يعنى زمان , مى داند. ( الالفاظ الفارسية المعربة , ص ٩٠ ). محمد على امام شوشترى نيز قائل به فارسى بودن سرمد و سرمدى است . ( فرهنگ واژه هاى فارسى در عربى , ص ٢٥٩ ـ ٣٦٠ ).

٢٥ ) سندس .

[ ٣ بار در قرآن به كار رفته است .

از جمله : كهف , ٣١ ]. جواليقى مى نويسد كه معناى آن ديباى نازك است . و اهل لغت در