قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١٤٦
از جمله : هود , ٨٢ ]. سـيوطى در المتوكلى ( ص ٧ ) , و اتقان ( ٢/١٣٤ ) و المهذب ( ص ٦٩ ) گفته است كه اين كلمه معرب از فارسى و مركب از سنگ و گل است . جواليقى نيز همين را مى گويد ( المعرب , ص ١٨١ ). آرتور جفرى مى نويسد : از ديرباز دانشمندان به بيگانه بودن اين واژه پى برده اند و عموما آن را از اصلى فارسى شمرده اند. طـبرى تا آنجا پيش رفته كه اظهار داشته است : و هو بالفارسية سنگ و گل ... اين واژه از فارسى ميانه مستقيما وارد زبان عربى شده است ... ( واژه هاى دخيل , ص ٢٥٢ ). دكتر على اشرف صادقى بر آن است كه اين مركب از سگ و گل است و سگ تلفظى از سنگ است و به همان معنى . نيز ـ مقاله سجيل نوشته دكتر محمد تقى راشد محصل , نشريه دانشكده ادبيات و علوم انسانى تبريز , سال دوم , شماره دوم , تابستان ١٣٦٣.
١٩ ) سراب .
[ ٢ بار در قرآن به كار رفته است .
از جمله : نور , ٣٩ ]. معلوم نيست اين كلمه عربى است يا فارسى . در حاشيه برهان آمده است كه اين كلمه مشترك فارسى و عربى است . ( شايد كمابيش مثل دين ). در المعرب جواليقى نيامده است . ادى شـيـر مـى نـويـسـد كـه ايـن كلمه مركب از سر به معناى فوق , و آب به معناى ماء است , اما مى افزايد كه مرجح آن است كه آن را گرفته شده از سريانى ( به معناى خشك شد ) بگيريم . ( الالفاظ الفارسية المعربة , ص ٨٨ ). آرتـور جـفـرى آن را در واژه هـاى دخـيل در قرآن مجيد نياورده است و با اين حساب آن را عربى اصيل شمرده است . مـحـمـد على شوشترى در فرهنگ واژه هاى فارسى در عربى اين كلمه را جزو كلمات فارسى كه