قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١٢٨
آوريد ) كه مرادش عمويش عباس بود.
١٠ ) موارد عديده اى در قرآن كريم هست .
كه معناى يك كلمه مبهم را بلافاصله آيه يا آيات بعدى روشن مى كنند.
چنانكه در غالب مواردى كه عبارت ما ادريك ( تو چه مى دانى ) آمده است , بلافاصله معناى آن توضيح داده شده است . الف ) و ما ادريك ما يوم الدين . ثم ما ادريك ما يوم الدين . يوم لا تملك نفس لنفس شيئا و الامر يومئذ للّه . ( انفطار , ١٧ ـ ١٩ ) ( و تو چه مى دانى روز جزا چيست . آرى تـو چـه مى دانى كه روز جزا چيست ؟
روزى است كه كس به كس نيست و فرمان در آن روز خداى راست . ) ب ) كلا ان كتاب الفجار لفى سجين . و ما ادريك ما سجين . كتاب مرقوم . ( مطففين , ٧ ـ ٩ ) ( چنين نيست [ كه مى انگاريد ] كارنامه فاجران در سجين است . و تو چه مى دانى سجين چيست . كتابى است رقم زده ). ج ) كلا ان كتاب الابرار لفى عليين . و ما ادريك ما عليين . كتاب مرقوم . يشهده المقربون . ( مطففين , ١٨ ـ ٢١ ) ( چنين نيست [ كه مى انگاريد ] كارنامه نيكان در عليين است . و تو چه مى دانى كه عليين چيست ؟
كتابى است , رقم زده , كه مقربان بر آن گواهى مى دهند ). د ) و السماء و الطارق و ما ادريك ما الطارق . النجم الثاقب . ( طارق , ١ ـ ٣ ) ( سوگند به شب و طارق . و تو چه مى دانى كه طارق چيست ؟
آن ستاره درخشان نافذ است ). ه ) فلا اقتحم العقبة . و ما ادريك ما العقبة . فك رقبة . او اطعام فى يوم ذى مسغبة . ( بلد , ١١ ـ ١٥ ) ( پس به عقبه درنيامد. و تو چه