قرآن و قرآن پژوهي

قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١٥٠

معرب بودن آن اختلاف نظرى ندارند. اما تصريح يا حتى اشاره اى به فارسى بودن آن نكرده است . ادى شير متعرض اين كلمه نشده است . مـحـمد على امام شوشترى اين واژه را با معناى پرند در فرهنگ واژه هاى فارسى در زبان عربى ( ص ٣٧٦ ) آورده است . بدون هيچ توضيحى . آرتور جفرى نوشته است : ابريشم ظريف , ديباى تنك . تـنـها در تركيب با استبرق در توصيف جامه هاى زيبا و فاخر ساكنان بهشت به كار رفته است , و از ايـن رو احـتـمـال مى رود كه يك واژه ايرانى باشد ... فريتاگ در واژه نامه اش آن را از زبان فارسى دانسته ... اما فرانكل در اين مورد اظهار ترديد مى كند ... [ جفرى نهايتا اين كلمه را اكدى مى داند ] ( واژه هاى دخيل , ص ٢٧٠ ).

٢٦ ) شى ء.

[ بيش از دويست بار به همين صورت مفرد و چند بار به صورت جمعش اشياء به كار رفته است ].