قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١٣٦
رسيده است , يا از يونانى و حبشى , و قبطى و سريانى و عبرانى و زبانهاى ديگر. در پاسخ مى توان گفت اين خود از عيبها و خللهاى نظريه قديم انگارى كلام اللّه است . و مشكل قديم انگارى كلام ربانى , با نفى لغات دخيل و غير اصيل هم حل نمى شود. چـيـزى كـه مـسـلم است زبان عربى يا هيچ زبان ديگرى يا اصولا هيچ پديده انسانى قديم و ازلى نيست , و اين معماى بغرنج را بايد طرفداران قول به قدم و نامخلوق بودن قرآن مجيد پاسخ بدهند . خوشبختانه شيعه اماميه در سراسر تاريخ فرهنگش تا به امروز معتقد به حدوث قرآن مجيد است . و اين قول يا عقيده با مساله وجود لغات دخيل در قرآن ـ كه يك واقعيت زبانشناسى تاريخى است ـ همسو و سازگار است . بـه اين شرح كه خداوند براى وحى خود لسان قوم پيامبر (ص ) و زبان همروزگار با او يعنى لهجه قـريـش از زبـان عربى عربستانى سده هفتم ميلادى را با همه اسباب و لوازمش , يعنى با دستگاه صـرفـى و نحوى و معنايى و بلاغى و ادبى و واژگانى ( از جمله طبعا لغات دخيل و معرب ) عينا برگرفته است . يعنى زبانى كه در هنگام نزول وحى از سال اول بعثت تا آخر عمر رسول اللّه (ص ) زبان روز و زنده بـه حـساب مى آمده است , نه اينكه فى المثل از نظر پيامبر (ص ) يا صحابه و معاصرانش باستانى و مهجور به نظر آيد. و در آن لغات يا تعبيرات ناآشنا يا ناشناختنى وجود داشته باشد. شايد به قيد احتياط بتوان گفت خداوند براى ابلاغ وحى نه فقط زبان بلكه فرهنگ آن روزگار را - كـه فـى الـمثل شامل هيات بطلميوسى و طب بقراطى و نظاير آن بوده است - انتخاب فرموده است . كـافى است توجه داشته باشيم كه مساله اسباب [ شان ] نزول كه بخش عمده اش سؤالها و مسائل مطروحه روز بوده , به قرآن جنبه روزآمد ( آنروزى و آنروزگارى ) بسيارى مى بخشيده است . از همين است كه بسيارى از وجوه فرهنگ مادى و معنوى و اخلاق و آداب نيك و بد عصر جاهلى ( مانند حنيفيت , حج , ربا , بيع و بيعت و تجارت و ايلاء و ظهار و لعان