قرآن و قرآن پژوهي

قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ٨٤

يعنى شيخ محمود بن ابى القاسم مشهور به معرب طهرانى ( م ١٣٢٣ ؟

ق ) اسـت كـه در ١٧ جـمـادى الثانى ١٣٠٢ ق از نگارش آن فراغت يافته و كتابى است در حـدود ٣٠٠ صـفـحه ( همچند خود فصل الخطاب ) و سرشار از استدلالهاى متين و براهين قاطع است . چنانكه محدث نورى را مجبور به بازگشت از بعضى آراء خود و عقب نشينى كلى كرده است . محدث نورى هم به نوبه خود بر اين كتاب , ردى ( به فارسى ) نوشته است , كه با بعضى از چاپهاى فـصـل الخطاب همراه است , و از خوانندگان فصل الخطاب درخواست كرده است كه اين رديه يا جوابيه اش را كه در حكم متمم فصل الخطاب است حتما مطالعه كنند. نـخـسـتـين اشكالى كه مؤلف كشف الارتياب بر نورى مى گيرد اين است كه اگر قائل به تحريف باشيم يهوديان ما را شماتت خواهند كرد كه در عدم اعتبار بين كتاب ما و كتاب شما فرقى نيست . نورى جواب مى دهد كه اين مغالطه لفظى است . زيرا مراد او از تغيير و تبديل صرفا نقص بعضى از وحى منزل است و آنهم در غير آيات احكام , ولى در مـورد افـزايـش , اجـماع محصل بين جميع فرقه هاى مسلمانان هست بر اينكه حتى به اندازه كوتاهترين آيه يا حتى يك كلمه , بر قرآن افزوده نشده است . ( براى تفصيل ـ الذريعة , ١٠/٢٢٠ - ٢٢١ ; صيانة القرآن , ص ٩٠ ). آقـابـزرگ تـهـرانـى مـى نـويـسـد : و شفاها از او چنين شنيدم كه مى گفت من در اين كتاب [ فصل الخطاب ] نوشته ام كه قرآن موجود بين الدفتين , همچنان به صورت اوليه اى كه داشته و از آغاز جمع آن در عصر عثمان بوده , باقى و محفوظ مانده است ; و هيچ گونه تغيير و تبديلى كه در ساير كتب آسمانى وارد شده , در آن وارد نشده است . لـذا سزاوار بود كه نام كتابم را فصل الخطاب فى عدم تحريف الكتاب بگذارم ; و نام گذاشتنش به اين اسم كه مردم بر خلاف مراد من حملش مى كنند , خطايى در نامگذارى بوده است . ولى مراد