قرآن و قرآن پژوهي

قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ٧٨

آن تعبير فرموده است به يحرفون الكلم عن مواضعه ( نساء , ٤٦ مائده , ١٣ ) ( لسان العرب , ذيل ماده حرف ). بعضى از فرهنگها تحريف را به تغيير و تبديل معنى كرده اند كه جامع تر است ( تاج العروس ). در قرآن مجيد مشتقات تحريف چهار بار به كار رفته است . بار سوم شبيه به دو مورد سابق الذكر است و بار چهارم مى فرمايد : و قد كان فريق منهم يسمعون كـلام اللّه ثـم يـحرفونه من بعد ما عقلوه ( بقره , ٧٥ ) ( و حال آنكه گروهى از آنان كلام الهى را مى شنوند و پس از آنكه آن را دريافتند آگاهانه دگرگونش مى سازند. ) بـعـضى از صاحبنظران تحريف اصطلاحى را هفت وجه دانسته اند ( صيانة القرآن من التحريف , محمد هادى معرفة , ص ١١ - ١٤ ). امـا تـحريف يا تحريفهايى كه در مبحث حريف پذيرفتن قرآن به كار مى رود , بيشتر تحريف لفظى است . زيرا تحريف معنوى [ معنايى ] يعنى تفسير به راى به وجهى نامعقول و تاويل ناپسنديده و درآوردن معانى آيات قرآن بر وفق اهواء و آراء مختلف كه در تاريخ تفسير قرآن از سوى غالب مكاتب كلامى يا گاه فقهى رخ داده است , از موضوع بحث ما خارج است . تحريف لفظى خود بر دو نوع است : الف ) به كاهش كه به آن تحريف به نقيصه يا تنقيص ( كاهش ) مى گويند. چـنـانـكـه مدعيان قائل به تحريف فى المثل معتقدند كه آيه يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك به دنـبـالـه اش فى على ( درباره على ) يا عبارت ان عليا مولى المؤمنين ( بيگمان على مولاى مؤمنان است ) افزوده داشته است و در جمع عثمان يعنى مصاحف امام او نيامده است .