قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١٥٩
نرماك فارسى به معناى هر چيز نرم و لطيف مى داند. ( الالفاظ الفارسية المعربة , ص ١٥٤ ). آرتـور جـفـرى مـى نويسد : كندى در رسالة , ص ٨٥ , آن را واژه اى قرضى دانسته كه از فارسى گرفته شده است ... لاگارد يادآور شده است كه اين واژه از كلمه ايرانى نمر به معناى نرم گرفته شـده اسـت [ بـا اين حساب در تعريب آن قلب و تصحيفى رخ نداده است ] ... در ايرانى قديم ما به واژه نـمـره بـرمـى خـوريـم كه اوستايى آن [ هم ] نمره , ... و پهلوى نرم از آن آمده است . و از يك صـورت فـارسـى مـيـانه اى نرم + پسوند ك , به زبان آرامى و به گونه نمرق به زبان عربى رفته و سپس از آن صيغه جمع نمارق ساخته شده است . ( واژه هاى دخيل , ص ٤٠٣ ).
٤٤ ) هاروت و ماروت .
[ فقط يك بار در قرآن به كار رفته است : بقره , ١٠٢ ].
جواليقى اين هر دو نام را اسم اعجمى دانسته است ( المعرب , ٣٧١ , ٣٤٦ ). جـفرى از قول لاگارد با موافقت نقل مى كند كه هاروت و ماروت از هئوورتات و امرتات اوستايى است كه بعدها در فارسى به صورت خرداد و مرداد درآمده است . ( واژه هاى دخيل , ص ٤٠٨ ). ( نيز ـ مقاله هاروت و ماروت در دايرة المعارف اسلام ( ط ٢ , به انگليسى , طبع ليدن ).
٤٥ ) وردة .
[ فقط يك بار در قرآن به كار رفته است : الرحمن , ٣٧ ].
جواليقى مى نويسد گويند اصل اين كلمه عربى نيست ( المعرب , ص ٣٤٤ ). ادى شير به اين كلمه نپرداخته است . امام شوشترى آن را به معناى گل سرخ و فارسى دانسته است . ( فرهنگ واژه هاى فارسى در عربى , ص ٦٩٠ ). آرتـور جـفـرى نـوشته است : دانشمندان