قرآن و قرآن پژوهي

قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١٥٦

٣٨ ) كنز.

[ ٤ بار به همين صورت , دوبار به صورت كنوز و سه بار به صورت فعل در قرآن به كار رفته است .

از جمله : هود , ١٢ ]. جواليقى آن را فارسى معرب مى داند. ( المعرب , ٢٩٧ ). سيوطى نيز قول او را با تاييد نقل مى كند. ( اتقان , ٢/١٣٨ ; مهذب , ص ١١٦ ). ادى شير به اين كلمه نپرداخته است . آرتـور جـفـرى مـى نـويسد كه جواليقى در معرب , ثعالبى در فقه اللغة و خفاجى در شفاءالغليل همگى آن را ماخوذ از واژه گنج فارسى دانسته اند ... در اينكه واژه اصلا ايرانى است , جاى ترديدى نيست . پازند آن گنز و پهلويش گنج است ... بسيار احتمال دارد كه اين واژه مستقيما از فارسى ميانه به عـربـى رفـته باشد ... ( واژه هاى دخيل , ص ٣٦٢ ـ ٣٦٣ نيز ـ تعليقه مفصل مترجم در تاييد قول جفرى , پيشين , ص ٤٨ ).

٣٩ ) كورت .

[ يك بار به همين صورت : تكوير , ١ , و دوبار به صورت يكور به كار رفته است ].

جواليقى در المعرب ( ص ٢٨٧ ) نوشته است و آن به فارسى كور بور [ گور پور ؟

] است . سيوطى نيز در اتقان ( ٢/١٣٨ ) و مهذب ( ص ١٦ ) فارسى شمرده است . ادى شير به اين كلمه نپرداخته است . امام شوشترى شرح نسبتا مفصلى درباره آن دارد : ابوهلال فعل كورت را در آيه اذالشمس كورت , از ريشه واژه كور در فارسى گرفته است . معنى آيه چنين است : آنگاه كه خورشيد تار شد. كور شدن به معنى خاموش شدن روشنى و آتش در فارسى خيلى رواج دارد. ريشه ك . و. ر در عـربـى بـا مـعـنـى فعلى كه در اين آيه به كار رفته است سازگارى ندارد ... در شوشتر واژه روزكـور بـه مـعنى تيره بخت و نيز آساره كور /