قرآن و قرآن پژوهي

قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١٥٢

فارسى مى داند. ( الالفاظ الفارسية المعربة , ص ١٠٩ ). امام شوشترى نيز همين نظر را از ادى شير , با نظر قبول , نقل كرده است . ( فرهنگ واژه هاى فارسى در زبان عربى , ص ٤٤٠ ). جفرى به اين كلمه نپرداخته است .

٢٩ ) ضنك .

[ فقط يك بار در قرآن به كار رفته است : طه , ١٢٤ ].

جواليقى به اين كلمه نپرداخته است . ادى شير آن را معرب دنگ به معناى حيران و سرگشته مى داند. ( الالفاظ الفارسية المعربة , ص ١١٠ ). اما گويا معرب تنگ فارسى است . ايـن كـلمه در قرآن مجيد به صورت صفت براى معيشت به كار رفته است : فان له معيشة ضنكا ( طه , ١٢٤ ) و در فارسى هم معيشت يا زندگانى تنگ گفته مى شود. جفرى و امام شوشترى به اين كلمه نپرداخته اند.

٣٠ ) عبقرى .

[ در قرآن فقط يك بار به كار رفته است : الرحمن ٧٦ ].

جواليقى به اين كلمه نپرداخته است . ادى شير بر آن است كه اين كلمه معرب آبكار فارسى به معناى رونق و عزت و كمال است . ( الالفاظ الفارسية المعربة , ص ١١٤ ). امام شوشترى هم همين نظر ادى شير را با تاييد نقل كرده است . آرتـور جفرى آن را نوعى فرش گرانبها معنى مى كند و مى نويسد كه بنظر مى آيد كه اين واژه ايرانى باشد. سـپس نظر ادى شير را نقل مى كند و مى افزايد : در اين صورت آبكار پهلوى مى بايست به معناى اثر و دست ساخته اى باشكوه , يا مجلل و پر زرق و برق باشد. اما بر روى هم بايد تصديق كرد