قرآن و قرآن پژوهي

قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١٤٥

فارسى بسيار آمده است . از جـمـلـه در لفظ : زمستان و سميرم و سميران ( نام كوهى بوده در شمال بندر سيراف قديم ) و شميران و ديگرها ديده مى شود. درباره جزء دوم كلمه كه نويسنده برهان قاطع آن را كننده معنى كرده است , نتوانستيم گواهى به دست آوريم . ( فرهنگ واژه هاى فارسى در زبان عربى , ص ٣٢٠ ).

١٧ ) زور.

[ اين كلمه چهار بار در قرآن به كار رفته است .

از جمله : حج , ٣٠ ]. جواليقى آن را به معناى قوه و معرب از فارسى مى داند. ( المعرب , ص ١٦٥ ). ادى شير نيز بر همين قول است . ( الالفاظ الفارسية المعربة , ص ٨٢ ). ولـى زور از جـمله قول الزور , به معناى قوت نيست بلكه قول الزور به نحو شگرفى با حرف زور فارسى امروز تطبيق دارد. يعنى ناحق و نادرست و نظاير آن . آرتور جفرى مى نويسد : به نظر مى رسد كه اين واژه از يك ريشه ايرانى گرفته شده باشد. در فـارسـى زور بـه معناى دروغ و باطل آمده است ... واژه زور نه تنها در پهلوى به صورت بسيط زور بـه مـعـنـاى دروغ و بـاطل و افسانه آمده , بلكه در تركيبهايى مانند زورگوكاسيه به معناى گواهى دروغ , شهادت دروغ , و در پازند به معناى زور و به معناى دروغ نيز به كار رفته است . و گذشته از آن , در فارسى باستان , در سنگ نبشته بيستون هم آمده است ... احتمال دارد كه اين واژه مستقيما از فارسى ميانه وارد زبان عربى شده باشد. ( واژه هاى دخيل , ص ٢٤٠ ). گـفـتـنـى اسـت كه در قرآن مجيد , يك بار هم در مورد شهادت به كار رفته است : و الذين لا يشهدون الزور ( فرقان , ٧٢ ) ( و كسانى كه شهادت ناحق نمى دهند ).

١٨ ) سجيل .

[ ٣ بار در قرآن به كار رفته است .