قرآن و قرآن پژوهي

قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١٤٢

خود [ گند در پهلوى ] مستقيما به زبان عربى رفته باشد. اما احتمال بيشتر آن است كه اين كار از طريق زبان آرامى انجام گرفته باشد. ( واژه هاى دخيل , ١٧١ ـ ١٧٢ ).

١١ ) دين .

[ در حدود ٩١ بار در قرآن به كار رفته است , از جمله : بقره , ١٣٢ ].

ادى شير آن را متخذ از دين فارسى مى داند. ( الالفاظ الفارسية المعربة , ص ٦٩ ). آرتـور جفرى پس از ذكر معناى حكم و داورى و دين , به بيان اينكه دين و مدين و تداين هم با آن ارتـبـاط دارد مـى نـويسد : در حقيقت ما در اينجا با دو واژه مختلف از دو ريشه مختلف سروكار داريم . ١ ) در معناى دين و مذهب , واژه از ريشه ايرانى گرفته شده است . در زبـان پهلوى ما واژه دين به معناى مذهب و دين را داريم , كه از دينك به معناى قانون دينى , همدين به معناى همدين و هم مذهب و دينان به معناى آدم مذهبى و متدين و مؤمن آمده است . واژه پهلوى خود از واژه اوستايى دئنا به معناى دين آمده است . ( هرچند احتمال دارد كه خود اين واژه از واژه ايلامى دئن گرفته شده باشد. گـذشـتـه از آن واژه دين در فارسى جديد از آن گرفته شده است ... ٢ ) دين به معناى داورى و حـكـم گـرفته شده از آرامى است ... ( واژه هاى دخيل , ص ٢٠٧ ـ ٢٠٨ ) مترجم براى اين واژه , تـعـلـيـقـه اى آورده اسـت : ويدن گرن مى گويد : جاى تعجب است كه مؤلف ( يعنى جفرى ) مى گويد كه واژه اوستايى دئنا , خود احتمالا از واژه عيلامى دين گرفته شده است . در حقيقت واژه دئنا همان واژه سانسكريت دهيناست . بارى صورت صحيح واژه در پهلوى دين است . ( واژه هاى دخيل , ص ٣٩ ـ ٤٠ ).

١٢ ) رزق .

[ در قرآن بارها به صورت اسم و فعل و با مشتقات ديگرى چون رازق و رزاق به كار رفته است ].