قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١٣٥
دانشورم جناب آقاى دكتر على اشرف صادقى , استاد زبانشناسى دانشگاه تهران , كه از فرهيخته ترين و نكته سنج ترين زبانشناسان امروز ايران هستند , اين مقاله را با كيمياى انتقاد و ويرايش عالمانه خود اصلاح فرمايند. تا طبع ديگر آن به اين اندازه مقدماتى و غيرقطعى نباشد , و اعتماد خوانندگان و پژوهندگان را برانگيزد. نام منابع اساس كار كه هفت اثر مرجع است در سراسر همين مقاله آمده است . عـده اى از مـحـقـقـان اعـم از قرآن شناسان و لغويان قديم منكر اشتمال قرآن بر لغات غير عربى بوده اند. سـوطى در نـوع سى و هشتم از اتقان و مقدمه المهذب , امام شافعى , طبرى , ابوعبيده معمر بن مـثـنـى قـاضـى ابـوبكر باقلانى , و ابن فارس لغوى را طرفدار خلو قرآن مجيد از لغات غير عربى معرفى مى كند. مبنا و مستند اينان , تصريح خداوند است در قرآن كريم به اينكه قرآن به زبان عربى يا عربى مبين است ( يوسف , ٢ ; نحل , ١٠٣ ; شعراء , ١٩٥ ; فصلت , ٤٤ ). ( ـ المهذب , ص ٢٢ ـ ٢٣ ). امـا مجوزان و قائلان به وجود لغات غير عربى در قرآن برآنند كه بودن چند فقره لغت غير عربى , قرآن را از صفت عربى نمى اندازد. چنانكه قصيده و غزل فارسى هم با آنكه لغات عربى بسيارى دارد , ولى اين واژگان عربى اش , آن را غير فارسى يا عربى نمى گرداند. و امروزه زبانشناسان همه پيرو اين نظريه اند و برآنند كه هيچ زبانى از زبانهاى زنده و حتى مهجور جهان نيست كه در آن كم يا بيش لغات دخيل از زبان ديگر وجود نداشته باشد. سيوطى در المهذب ١٤٠ واژه قرآنى را معرب - يعنى غير عربى الاصل كه سپس عربى شده است - شمرده است . آنـانـكـه مـنـكـر وجود لغات و كلمات غير عربى در قرآن مجيد بوده اند , اين نظر را صرفا از روى تحقيق زبانى و لغوى نداشته اند , بلكه جنبه اعتقادى و ايدئولوژيك داشته است . كـلام قـديـم الهى - به زعم آنان - چگونه ممكن است دربردارنده لغتى باشد كه در زمان و مكان معين - ولو آنكه بر ما معلوم نباشد - از فرس به عرب