قرآن و قرآن پژوهي

قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١٣٢

در تـرجمه كهن تفسير طبرى آمده است : و محمد بن جرير [ طبرى ] چنين همى گويد كه هر كجا در قرآن لا اقسم است , چنان است كه همى گويد سوگند مى خورم . ( ترجمه تفسير طبرى , ج ٧ , ص ٢٠٢١ در ترجمه سوره بلد ). اما با اقوال صاحبنظران و مفسران كارى نداريم . زيرا بناى كار در اين مقاله و همه مثالهاى ما اين است كه خود آيات قرآنى , روشنگر كلمات و آيات مبهم باشند. فـصـل الـخـطاب در اين بحث , آيه صريحى از قرآن كريم است كه به دقت رياضى وار , و به نحوى قاطع و قطعى , نشان مى دهد كه معناى لا اقسم برابر است با اقسم . و آن آيات ٧٦ و ٧٧ سوره واقعه است كه مى فرمايد : فلا اقسم بمواقع النجوم . و انه لقسم لو تعلمون عظيم . ( سوگند مى خورم به منزلگاههاى ستارگان و آن اگر بدانيد سوگندى عظيم است . ) آخرين مورد يكى از صريحترين موارد فهم قرآن با قرآن است . در قرآن مجيد بارها كلمه قريه به معناى شر به كار رفته است يا حتى منطقه . پيامبران همواره رسالت براى هدايت اهل قريه و قرى داشته اند و پيداست كه هرگز مامور به ده نبوده اند. اين استنباط تجربى - تاريخى است كه با آن كارى نداريم , اما مؤيد قرآنى هم دارد. در داستان موسى و خضر كه در سوره كهف است , در جايى مى فرمايد آن دو را به نزد اهل قريه اى