قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١٢٥
١٣٨ ). همچنين : و بشر الذين كفروا بعذاب اليم ( كافران را به عذابى دردناك بشارت ده ) ( توبه , ٣ ). همچنين تعبير بشره يا بشرهم بعذاب اليم در قرآن بسيار است . پيداست كه عذاب اليم , بشارت يا مژده ندارد. و ايـنكه بعضى از قدماى مفسران و لغويان گفته اند در اينجا خداوند تهكم ( طنز و طعن ) به كار بـرده است و به قصد ريشخند چنين تعبيرى فرموده است , درست نيست , و گويى از سر ناچارى اين دستاويز ادبى و بلاغى را يافته اند. از تـوجـه بـه آيـاتـى از قرآن كريم به نحوى كه جاى ترديد و شبهه اى باقى نماند , معلوم و مسلم مـى گـردد كـه بشارت يا تبشير يك معناى ديگر و بلكه اصلى دارد كه عبارت است از صرف خبر دادن و آگـاهـانـيـدن و نـظـارير آن ; بدون هيچگونه ارزشگذارى و يا جنبه مثبت نويدبخشى يا مژده دهندگى ; و به اين معنى سه بار در قرآن كريم به كار رفته است . اين كاربردها عبارت هستد از : [ ١ و ٢ ] و اذا بشر احدهم بالانثى ظل وجهه مسودا و هو كظيم . يتوارى من القوم من سوء ما بشر به ايمسكه على هون ام يدسه فى التراب الاساء ما يحكمون . ( نحل ٥٨ ـ ٥٩ ). پـيـداسـت كـه در اينجا طنز و تهكمى در كار نيست , و عرب جاهلى هم از دختر زادن زنش شاد نيست . ترجمه آيه چنين است : و چون يكى از ايشان را از دختر [ زادن همسرش ] خبر دهند , چهره اش [ از خشم و تاسف ] سياه شود و مى كوشد كه تاسف خود را فروخورد. از ناگوارى خبرى كه به او داده اند از قوم خود پنهان شود و [ با خود بينديشد ] آيا او را به خوارى و زارى نگه دارد , يا [ زنده ] در گور كند. چه بد است برداشت و برخورد آنان . ٣ ) و اذا بشر احدهم بما ضرب للرحمن مثلا ظل وجهه مسودا و هو كظيم . ( زخـرف , ١٧ ) ( و چـون يـكى از ايشان را به [ زادن ] آنچه براى خداوند رحمان مثال مى زنند [ دختر ] خبر دهند , چهره اش [ از خشم و تاسف ] سياه شود , و مى كوشد كه تاسف خود را فروخورد ). گمان مى كنم اين مؤيدات قرآنى كافى باشد.