قرآن و قرآن پژوهي - خرمشاهی، بهاءالدین - الصفحة ١١٧
توان گفت ترجمه نوعى تفسير بسيار موجز است و بالعكس هر تفسير , نوعى ترجمه گسترده است . آنـچـه مـسلم است هم مفسران براى فهم مشكلات لفظى - معنايى قرآن كريم به اين شيوه عمل كرده اند و هم بنده مترجم و احتمالا مترجمان ديگر قرآن . گـمـان نـمـى كـنم كه لازم باشد براى اثبات هماننديهاى ترجمه و تفسير قرآن , دلايل بيشترى بياوريم . اما دلايل ديگرى هم مى توان به ميان آورد. فى المثل هم مفسر و هم مترجم قرآن , به علوم زبانى و بلاغى توجه مى كنند. براى هر دو فهم استعارات و مجازات و تشبيهات قرآن اهميت دارد. براى هر دو فهم مفردات و معانى حقيقى ( غير مجازى ) و عادى لغات قرآن لازم است . براى هر دو فهم چون و چند صرفى و نحوى آيات و عبارات قرآنى مهم و به يكسان ضرورى است و نظاير اين . پس گزافه يا نادرست نيست كه ما از يك اصل تفسيرى , در ترجمه قرآن استفاده كرده ايم . اينك به عرضه مثالها مى پردازم .
١ ) آيه ١١ سوره اعراف چنين است :.
قـال مـا منعك الا تسجد اذ امرتك ... [ خداوند به شيطان گفت : ] ( چه چيز تو را بازداشت كه سجده نكردى ؟
). در بادى نظر چنين مى نمايد كه بايد بعد از منع [ ما منعك ] انتظار فعل مثبت داشت . يعنى ان تسجد كه ترجمه اش چنين مى شود : چه چيزى تو را از سجده كردن بازداشت ؟
و توجه به آيه ٧٥ سوره ص [ سوره صاد ] نشان مى دهد كه حدس و انتظار ما درست بوده است . زيرا در آنجا همين گفت وگو بين حق تعالى و شيطان پيش آمده و مى فرمايد : قال يا ابليس ما مـنـعـك ان تسجد لما خلقت بيدى ( فرمود اى ابليس چه چيزى تو را از سجده كردن به آنچه با دستان خويش آفريده ام , بازداشت ؟
).