اوصاف الاشراف - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٨٦ - فصل اول(در توكل)
فصل دوم (در رضا)
قال اللّه سبحانه و تعالى:لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ[١] رضا خشنودى است، و آن ثمره محبت است و مقتضاى عدم انكار است، چه در ظاهر و چه در باطن و چه در دل، و چه در قول و چه در فعل. و اهل ظاهر را مطلوب آن باشد كه خداى تعالى از ايشان راضى باشد تا از خشم و عقاب او ايمن شوند، و اهل حقيقت را مطلوب اين باشد كه از خداى تعالى راضى باشند، و آنچنان باشد كه ايشان را هيچ حالى از احوال مختلف مانند مرگ و زندگانى، و بقا و فنا، و رنج و راحت، و سعادت و شقاوت، و غنى و فقر مخالف طبع او نباشد و يكى را بر ديگرى ترجيح ننهند، چه دانسته باشند كه صدور همه از بارى تعالى است، و محبت بارى تعالى در طبايع ايشان راسخ شده باشد، پس بر ارادت و بر مراد او هيچ مزيدى نطلبند و هر چه پيش ايشان آيد بدان راضى باشند.
از يكى از بزرگان اين مرتبه باز گفتهاند كه هفتاد سال عمر
[١]حديد- ٢٣.