اوصاف الاشراف - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤٣ - فصل اول(در خلوت)
فصل اول (در خلوت)
قال اللّه تعالى:وَ ذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا[١].
در علوم حقيقى مقرر شده است كه هر ذات كه مستعد قبول فيض الهى باشد با وجود استعداد و عدم موانع از حصول آن فيض محروم نتواند بود، و طلب فيض از كسى ممكن باشد كه او را دو چيز معلوم بود: يكى آنكه وجود آن فيض به يقين و بىشك تجويز داند، و ديگر آنكه داند كه وجود آن فيض در هر ذات كه باشد مقتضى كمال آن ذات بود، و اين هر دو علم مقارن استعداد قبول آن فيض باشد در همه احوال.
و چون اين مقدمه معلوم شد و تقدير داده آمد، گوئيم: طالب كمال را بعد از حصول استعداد، رفع[٢] موانع واجب باشد، و معظم موانع مشاغل مجازى باشد كه نفس را به التفات به ما سوى اللّه مشغول دارند و از اقبال كلّى بر وصول به مقصد حقيقى باز دارند و شواغل حواس ظاهره و باطنه باشند، يا ديگر قواى حيوانى يا افكار مجازى.
[١]انعام- ٧٠.
[٢]ن: ازالت.