اوصاف الاشراف - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٧٧ - فصل پنجم(در يقين)
فصل پنجم (در يقين)
قال اللّه سبحانه و تعالى:وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ[١].
و در حديث آمده است كه «من[٢] اعطى اليقين و من أوتي حظّه منه لا يبال بما انتقص من صلاته و صومه»[٣] يقين در عرف، اعتقادى باشد جازم مطابق ثابت كه زوالش ممكن نباشد، و آن به حقيقت مؤلف بود از علم به معلوم، و از علم به آنكه خلاف آن علم اوّل محال باشد.
و يقين را مراتب است، و در تنزيل[٤] علم اليقين و عين اليقين[٥] و حق اليقين آمده است، چنانكه فرموده است: «لَوْتَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ».[٦] و ديگر گفته است: «وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ».[٧]
و در مثل آتش كه در باب معرفت گفته آمد مشاهده هر چه در نظر آيد به توسّط نور آتش به مثابت علم اليقين است، و معاينه جرم آتش كه مفيض[٨] نور است بر هر چه قابل اضائت باشد به مثابت
[١]بقره- ٤.
[٢]ن و گ: من اقلّ ما اوتيتم اليقين.
[٣]محجة البيضاء: ٧- ١٠٦
[٤]ن: در تنزيل قرآن.
[٥]گ: و در قرآن علم اليقين و حق اليقين آمده است.
[٦]تكاثر- ٥- ٧.
[٧]واقعه- ٩٤- ٩٥.
[٨]ن: مقتضى.