اوصاف الاشراف - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٤٨ - فصل دوم(در تفكر)
شود بر عظمت و كمال مبدع هر دو تا مشاهده نور ابداع او در هر ذرّه كرده شود «سَنُرِيهِمْآياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ».[١]
و بعد از آن استشهاد از حضرت جلال او بر هر چه جز اوست بر مبدعات «أَوَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ»[٢] تا در هر ذرّه از ذرّات تجلّى ظهور او مكشوف گردد.
و امّا آيات آفاق از معرفت موجوداتى كه سوى اللّه باشد چنانكه هست، و حكمت در وجود هر يكى به قدر استطاعت انسانى حاصل شود مانند علم هيئت افلاك و كواكب و حركت، و اوضاع هر يك و مقادير اجرام و ابعاد و تأثيرات آن، و هيئت عالم سفلى و ترتيب عناصر و تفاعل ايشان به حسب صور و كيفيّات، و حصول امزجه و تركيب مركّبات معدنى و نباتى و حيوانى و نفوس[٣] سماوى و ارضى، و مبادى حركت هر يك و آنچه از ايشان و در ايشان واقع باشد، از مبانيات و مخالفات و خواص و مشاركات، و آنچه بدينجهت تعلّق دارد از علوم اعداد و مقادير و لواحق آن.
و امّا آيات انفس، و آن معرفت ابدان و انفس است، و آن معلوم مىشود به علم تشريح اعضاى مفرده از عظام و عضلات و اعصاب و عروق و منافع هر يك، و مركّبه چون اعضاى رئيسه و خادمه و آلات هر يك، و جوارح و معرفت قوى و افعال هر يك، و احوال مانند صحت و مرض، و معرفت نفوس و كيفيّت ارتباط آن بر ابدان و افعال و انفعالات هر دو از يكديگر، و اسباب نقصان و كمال در هر يك، و مقتضى سعادت و شقاوت عاجل و آجل و آنچه بدان
[١]فصلت- ٥٣.
[٢]فصلت- ٥٣.
[٣]ن: معرفت قوى و نفوس.