اوصاف الاشراف - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥ - آغاز سخن
پسنديده نظر اشرف گردد مقصود حاصل شود، و الاّ چون تمهيد معذرت تقديم يافته است مكارم اخلاق و محاسن شيم ذات شريف او اثر[١] اين هفوات را به ذيل مغفرت پوشيده گرداند ايزد سبحانه و تعالى، همچنانكه او را در عالم مجازى به مرتبه سرورى و فرماندهى مخصوص گردانيده است، در عالم حقيقى نيز به رأفت يزدانى و دولت جاودانى مؤيد و موصوف گرداند، انّه اللطيف المجيب
آغاز سخن
و ذكر آنچه اين مختصر مشتمل بر آن خواهد بود:
شبهه نيست كه هر كسى چون در خود و افعال[٢] خود نگرد خويشتن را به غير خويش محتاج داند و محتاج به غير ناقص باشد بخود، و چون از نقص خود خبردار شود در باطن او شوقى كه باعث او باشد بر طلب كمال پديد آيد، پس به حركتى محتاج شود در طلب كمال و اهل طريقت اين حركت را سلوك خوانند، و كسى كه به اين حركت رغبت كند شش چيز لازم حال او شود:
اوّل: هدايت حركت و آنچه از او[٣] چاره نباشد تا حركت ميّسر گردد، كه آن به منزله زاد و راحله است در حركت ظاهر.
دوّم: ازاله عوايق و قطع موانع كه او را از حركت و سلوك باز دارند.
سوّم: حركتى كه به واسطه آن از مبدء به مقصد رسند، و آن سير و سلوك باشد و احوال سالك در آن حال.
چهارم: حالهائى كه در اثناى سير و سلوك از مبدء حركت تا
[١]ن و گ: بدون كلمه «اثر».
[٢]ن و گ: احوال.
[٣]ن و گ: آن.