اوصاف الاشراف - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٦٠ - فصل پنجم(در صبر)
بَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ».[١]
و در آثار آوردهاند كه جابر بن عبد اللّه انصارى، كه يكى از اكابر صحابه بود در آخر عمر به ضعف پيرى و عجز مبتلا شده بود.
محمد بن على بن الحسين المعروف بالباقر (عليه السلام) به عيادت او رفت و از حال او سئوال نمود؟ گفت: در حالتىام كه پيرى از جوانى، و بيمارى از تندرستى، و مرگ از زندگانى دوستتر دارم! محمد گفت: من بارى چنانم كه اگر مرا پير دارد پيرى دوستتر دارم، و اگر جوان دارد جوانى دوستتر دارم، و اگر بيمار دارد بيمارى، و اگر تندرست دارد تندرستى، و اگر مرگ دهد مرگ، و اگر زندگانى، زندگانى را دوستتر دارم.
جابر چون اين سخن شنيد بر روى محمد (ع) بوسه داد و گفت: صدق رسول اللّه كه مرا گفت: «تو يكى از فرزندان مرا ببينى همنام من و هو يبقر العلم بقرا كما يبقر الثّور الارض» و به اين سبب او را باقر علوم الاوّلين و الآخرين گفتند.
و از معرفت اين مراتب معلوم شود كه جابر در مرتبه اهل صبر بوده است، و محمد (ع) در مرتبه رضا. و بعد از اين شرح رضا گفته آيد إن شاء اللّه تعالى.
[١]بقره- ١٥٥.