اوصاف الاشراف - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٣٥ - فصل چهارم(در رياضت)
فصل چهارم (در رياضت)
قال اللّه تعالى سبحانه:وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى[١].
رياضت رام كردن ستور باشد به منع او از آنچه قصد كند از حركات غير مطلوب، و ملكه گردانيدن او را اطاعت صاحب خويش در آنچه او را بر آن دارد و از مطالب خويش، و در اين موضع هم مراد از رياضت، منع نفس حيوانى بود از انقياد و مطاوعت قوه شهوى و غضبى و آنچه بدان دو تعلّق دارد، و منع نفس ناطقه از مطاوعت قواى حيوانى و از رذائل اخلاق و اعمال، مانند حرص بر جمع مال و اقتناء جاه و توابع آن از حيلت و مكر و خديعت و غيبت و تعصّب و غضب و حقد و حسد و فجور و آنها كه در شرور و غير آن حادث شود، و ملكه گردانيدن نفس انسانى را به طاعت و عمل[٢] بر وجهى كه رساننده او باشد به كمالى كه او را ممكن باشد.
و نفسى را كه متابعت قوه شهوى كند، بهيمى گويند. و آن را كه متابعت قوه غضبى كند، سبعى خوانند. و آن را كه رذائل
[١]نازعات- ٤٠.
[٢]ن: به طاعت عقل عملى.