اوصاف الاشراف - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٨ - فصل اول(در توبه)
چه تحصيل رضاى او محال باشد، و يمكن[١] چون ديگر شرائط توبه حاصل باشد اميدوار باشد كه در آخرت خداى تعالى جانب او مرضى و مرعى دارد به رحمت واسعه خويش. و امّا حق نفس او به انقياد فرمان تحمل عقوبت دنياوى يا دينى كه واجب باشد تلافى بايد كرد.
و امّا جانب الهى به تضرع و زارى و رجوع با حضرت او، و عبادت او، و رياضت بعد از حصول رضاى مجنّى عليه و اداى حق نفس خود اميد باشد كه مرعى شود.
و امّا آنچه از توبه بر آن مشتمل باشد به قياس با زمان حاضر دو چيز بود: يكى ترك گناهى كه در حال مباشر آن گناه باشد قربة الى اللّه. دوم ايمن گردانيدن كسى كه آن گناه بر او متعدّى بوده، و تلافى نقصان كه راجع به آن كس بوده باشد.
و امّا آنچه به قياس با زمان مستقبل بوده باشد هم دو چيز باشد: يكى عزم جزم كردن بر آنكه بدان گناه معاودت نكند، و اگر او را بكشند يا بسوزند، نه به اختيار نه به اجبار راضى نشود بدانكه ديگر مثل آن گناه كند. دوم آنكه عزم كند بر ثبات در آن باب، و باشد كه عازم بر خود ايمن نباشد به وثيقه نذرى يا كفّارتى يا نوعى ديگر از انواع موانع عود به آن گناه آن عزم را با خود ثابت گرداند، و ما دام كه متردّد باشد يا در نيت او عود را مجال امكان باشد آن ثبات حاصل نباشد.
و بايد كه در اين جمله نيّت تقرّب به خدا كند و از جهت امتثال فرمان او، تا در آن جماعت داخل شود كه «التّائب من الذّنب كمن لا ذنب له»[٢].
اين جمله شرائط توبه عام است از معاصى. و در حق اين
[١]ن و گ: لكن.
[٢]اصول كافى ٢- ٤٣٥.