اوصاف الاشراف - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٧ - فصل اول(در توبه)
شرط دويّم- وقوف بر فايده حصول كمال رضاى او تعالى باشد و بر خلل حصول نقصان و سخط او تعالى.
پس هر عاقل كه اين دو شرط او را حاصل باشد البته گناه نكند، و اگر كرده باشد آن را به توبه تدارك كند.
و توبه مشتمل بود بر سه چيز[١]: يكى به قياس با زمان ماضى، و يكى به قياس با زمان حاضر، و سيّم به قياس با زمان مستقبل.
امّا آنچه به قياس با زمان ماضى باشد به دو قسم مىشود:
يكى پشيمانى بر آن گناه كه در زمان ماضى از او صادر شده باشد، و تأسّف بر آن تأسّفى هر چه تمامتر، و اين قسم مستلزم قسم[٢] ديگر باشد، و به اين سبب گفتهاند: «النّدم توبة.»[٣] و قسم دوّم تلافى آنچه واقع شده باشد در زمان ماضى، و آن قياس با سه كس باشد:
يكى به قياس با خداى تعالى كه نافرمانى او كرده است. دوّم به قياس با نفس خود كه نفس خود را در معرض نقصان و سخط خدايتعالى آورده است. سيّم به قياس با غيرى كه مضرّت قولى يا فعلى به او رسانيده است، و تا آن غير را با حق خود نرساند تدارك صورت نبندد، و در رسانيدن با حق او در قول يا به اعتذار بود، يا به انقياد مكافات را، و بر جمله به آنچه مقتضى رضاى او باشد، و در فعل به ردّ حقّ او يا عوض حقّ او باشد با او يا با كسى كه قايم مقام او باشد، و با انقياد مكافات را از او يا از كسى كه قايم مقام او باشد، يعنى از قبل او باشد و تحمّل عذابى كه بر آن گناه معيّن كرده باشد.
و اگر آن غير، مقتول باشد تحصيل رضاى اولياى او هم شرط باشد،
[١]ن: و اگر كرده باشد بر سه چيز يكى به قياس ...
[٢]ن: دو قسم.
[٣]بحار الانوار ٧٤- ١٥٩.