تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢ - اسلام و مهاجرت
قرار دادهاند، و در اسلام با اينكه حوادث مهم فراوانى مانند ولادت پيغمبر اسلام، بعثت او، فتح مكه و رحلت پيغمبر ص بوده، ولى هيچ كدام انتخاب نشده، و تنها زمان هجرت رسول خدا ص به عنوان مبدء تاريخ انتخاب شده است.
تاريخ مىگويد: مسلمانان در زمان خليفه دوم كه اسلام طبعا توسعه يافته بود، به فكر تعيين مبدء تاريخى كه جنبه عمومى و همگانى داشته باشد، افتادند، و پس از گفتگوى فراوان نظر على ع را دائر بر انتخاب هجرت به عنوان مبدء تاريخ پذيرفتند [١] در واقع مىبايست چنين هم باشد، زيرا هجرت درخشندهترين برنامهاى بود كه در اسلام پياده شد، و سر آغاز فصل نوينى از تاريخ اسلام گشت.
مسلمانان تا در مكه بودند و دوران آموزش خود را مىديدند، در ظاهر هيچ گونه قدرت اجتماعى و سياسى نداشتند، اما پس از هجرت بلافاصله دولت اسلامى تشكيل شد، و با سرعت فراوانى در همه زمينهها پيشرفت كرد، و اگر مسلمانان به فرمان پيغمبر ص دست به چنين هجرتى نمىزدند، نه تنها اسلام از محيط مكه فراتر نمىرفت، بلكه ممكن بود در همان جا دفن و فراموش مىشد.
روشن است كه" هجرت" يك حكم مخصوص به زمان پيغمبر ص نبوده است، بلكه در هر عصر و زمان و مكانى اگر همان شرائط پيش آيد، مسلمانان موظف به هجرتند.
اساسا قرآن هجرت را مايه پيدايش آزادى و آسايش مىداند همانطور كه در آيه مورد بحث صريحا آمده است و در سوره نحل آيه ٤١ نيز به بيان ديگرى اين حقيقت ذكر شده:
[١] تاريخ طبرى جلد دوم صفحه ١١٢.