تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٠ - تفسير
ولى با توجه به شان نزول آيه و ساير قرائنى كه در دست است، منظور از آن در اينجا اين نيست كه مسلمانان هيچگونه رابطه تجارى و اجتماعى با يهود و مسيحيان نداشته باشند بلكه منظور اين است كه با آنها هم پيمان نگردند و در برابر دشمنان روى دوستى آنها تكيه نكنند.
مساله" هم پيمانى" در ميان عرب در آن زمان رواج كامل داشت و از آن به" ولاء" تعبير ميشد.
جالب اينكه در اينجا روى عنوان" اهل كتاب" تكيه نشده بلكه به عنوان" يهود و نصارى" از آنها نام برده شده است، شايد اشاره به اين است كه آنها اگر به كتب آسمانى خود عمل ميكردند هم پيمانان خوبى براى شما بودند، ولى اتحاد آنها به يكديگر روى دستور كتابهاى آسمانى نيست بلكه روى اغراض سياسى و دستهبندىهاى نژادى و مانند آن است.
سپس با يك جمله كوتاه، دليل اين نهى را بيان كرده ميگويد:" هر يك از آن دو طايفه دوست و هم پيمان هم مسلكان خود هستند".
(بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ).
يعنى تا زمانى كه منافع خودشان و دوستانشان مطرح است، هرگز به شما نمىپردازند.
روى اين جهت،" هر كس از شما طرح دوستى و پيمان با آنها بريزد، از نظر تقسيمبندى اجتماعى و مذهبى جزء آنها محسوب خواهد شد".
(وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ).
و شك نيست كه" خداوند چنين افراد ستمگرى را كه به خود و برادران و خواهران مسلمان خود خيانت كرده و بر دشمنانشان تكيه ميكنند، هدايت نخواهد كرد".
(إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ).