تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦ - تفسير سنت پيامبر همچون وحى الهى است
فرمان خدا است".
و هنگامى كه مىبينيم پيامبر ص طبق حديث ثقلين كه در منابع معروف اسلامى اعم از منابع اهل تسنن و شيعه آمده است، صريحا احاديث اهل بيت ع را سند و حجت شمرده است استفاده مىكنيم كه اطاعت از فرمان اهل بيت نيز از اطاعت فرمان خدا جدا نيست، و كسى نمىتواند بگويد من قرآن را مىپذيرم ولى احاديث اهل بيت ع را نمىپذيرم، زيرا اين سخن بر ضد آيه فوق و آيات مشابه آن است.
و لذا در روايات متعددى كه در تفسير برهان در ذيل آيه وارد شده آمده است مىخوانيم:
خداوند طبق آيه فوق حق امر و نهى به پيامبر ص خود داده و پيامبر ص نيز چنين حقى را به على ع و ائمه اهل بيت ع داده است، بنا بر اين مردم موظفند كه از امر و نهى آنها سرباز نزنند زيرا امر و نهى آنها همواره از طرف خدا است نه از خودشان [١] سپس در آيه دوم اشاره به وضع جمعى از منافقان و يا افراد ضعيف الايمان كرده و مىگويد:" آنها به هنگامى كه در صف مسلمانان در كنار پيغمبر ص قرار ميگيرند براى حفظ منافع و يا دفع ضرر از خويش با ديگران هم صدا شده و اظهار اطاعت فرمان پيامبر ص مىكنند، و مىگويند با جان و دل حاضريم از او پيروى كنيم" (وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ).
اما هنگامى كه مردم از خدمت پيامبر ص خارج شدند، آن دسته از منافقان و افراد ضعيف الايمان گفتهها و پيمانهاى خويش را به دست فراموشى مىسپارند و در جلسات شبانه تصميمهايى بر ضد سخنان پيغمبر ص مىگيرند.
(فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ).
از اين جمله استفاده مىشود كه منافقان در زمان پيامبر ص بيكار نمىنشستند
[١] تفسير برهان جلد اول صفحه ٣٩٦.