تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤ - تفسير بهانهجويى يهود
عناد سرچشمه گرفته بود، سبب شد كه صاعقه آسمانى به خاطر اين ظلم و ستم آنها را فرا گيرد.
(فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ) سپس به يكى ديگر از اعمال زشت آنها كه مساله" گوسالهپرستى" بود، اشاره مىكند و ميگويد:" آنها پس از مشاهده آن همه معجزات و دلائل روشن، گوساله را به عنوان معبود خود انتخاب كردند! (ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ).
ولى با اينهمه براى اينكه آنها به راه باز گردند و از مركب لجاجت و عناد فرود آيند،" ما آنها را بخشيديم و به موسى برترى و حكومت آشكارى داديم، و بساط رسواى سامرى و گوسالهپرستان را برچيديم.
(فَعَفَوْنا عَنْ ذلِكَ وَ آتَيْنا مُوسى سُلْطاناً مُبِيناً).
باز آنها از خواب غفلت بيدار نشدند و از مركب غرور پائين نيامدند، به همين جهت" ما كوه طور را بر بالاى سر آنها به حركت در آورديم، و در همان حال از آنها پيمان گرفتيم و به آنها گفتيم كه به عنوان توبه از گناهانتان از در بيت المقدس با خضوع و خشوع وارد شويد، و نيز به آنها تاكيد كرديم كه در روز شنبه دست از كسب و كار بكشيد و راه تعدى و تجاوز را پيش نگيريد و از ماهيان دريا كه در آن روز صيدش حرام بود استفاده نكنيد و در برابر همه اينها پيمان شديد از آنان گرفتيم" اما آنها به هيچيك از اين پيمانهاى مؤكد وفا نكردند! [١] (وَ رَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثاقِهِمْ وَ قُلْنا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُلْنا لَهُمْ لا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً).
[١] در باره معنى قرار گرفتن كوه طور بالاى سر يهود و اينكه آيا اين موضوع بر اثر زلزلهاى بوده يا عامل ديگر و همچنين راجع به گوسالهپرستى و قسمتهاى ديگرى از سوابق سوء يهود در جلد اول اين تفسير در صفحات ١٧٠ تا ١٨٦ و ٢٠١ تا ٢٠٥ بحث كردهايم.