تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٧ - تفسير
انسان) مرهون فضل الهى است كه به هر كس بخواهد و شايسته ببيند ميدهد".
(ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ).
او است كه دايره فضل و كرمش، وسيع و به آنها كه شايستگى دارند آگاه است.
(وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ).
در باره اينكه آيه فوق اشاره به چه اشخاصى مىكند و منظور از اين ياوران اسلام كيانند كه خدا آنها را به اين صفات ستوده است؟ در روايات اسلامى و سخنان مفسران بحث بسيار ديده مىشود.
در روايات زيادى كه از طرق شيعه و اهل تسنن وارد شده مىخوانيم كه اين آيه در مورد على ع در فتح خيبر، يا مبارزه با" ناكثين" و" قاسطين" و" مارقين" (آتشافروزان جنگ جمل، و سپاه معاويه، و خوارج) نازل شده است و لذا مىبينيم كه پيامبر ص بعد از عدم توانايى عدهاى از فرماندهان لشگر اسلام براى فتح خيبر، يك شب در مركز سپاه اسلام رو به آنها كرد و فرمود:
لاعطين الراية غدا رجلا، يحب اللَّه و رسوله و يحبه اللَّه و رسوله، كرارا غير فرار، لا يرجع حتى يفتح اللَّه على يده
:" به خدا سوگند پرچم را فردا به دست كسى مىسپارم كه خدا و پيامبر را دوست دارد و خدا و پيامبر نيز او را دوست دارند، پى در پى به دشمن حمله مىكند و هيچگاه از برابر آنها نمىگريزد و از اين ميدان باز نخواهد گشت، مگر اينكه خدا به دست او پيروزى را نصيب مسلمانان مىكند [١] در روايت ديگرى مىخوانيم هنگامى كه از پيامبر ص در باره اين آيه
[١] در تفسير برهان و نور الثقلين روايت متعددى از ائمه اهل بيت در اين باره نقل شده و از دانشمندان اهل تسنن" ثعلبى" نيز اين روايات را نقل كرده است (به كتاب احقاق الحق جلد ٣ صفحه ٢٠٠ مراجعه شود).