تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٣ - پاسخ
دوران نبودند اما هيچ مانعى ندارد كه اوصياى آنها وجود داشته باشند.
به تعبير بهتر" رسولان"، آنهايى بودند كه دست به تبليغات وسيع و دامنه دارى ميزدند، مردم را بشارت و انذار ميدادند، سكوت و خاموشى اجتماعات را در هم مىشكستند، و صداى خود را به گوش همگان ميرساندند، ولى اوصياى آنها همگى چنين ماموريتى را نداشتند و حتى گاهى ممكن است آنها بخاطر يك سلسله عوامل اجتماعى در ميان مردم بطور پنهان زندگى داشته باشند.
على ع در يكى از بياناتش در نهج البلاغه ميفرمايد:
اللهم بلى لا تخلو الارض من قائم للَّه بحجة اما ظاهرا مشهورا او خائفا مغمورا لئلا تبطل حجج اللَّه و بيناته يحفظ اللَّه بهم حججه و بيناته حتى يودعوها نظرائهم و يزرعوها فى قلوب اشباههم.
" آرى روى زمين هرگز از كسى كه قيام به حجت الهى كند خالى نخواهد ماند خواه آشكار و مشهور باشد يا پنهان و ناشناخته، براى اينكه احكام و دستورات و دلائل و نشانههاى خداوند از ميان نرود (و آنها را از تحريف و دستبرد مصون دارند) ... خداوند بوسيله آنها دلائل و نشانههاى خود را حفظ مىكند تا به افرادى همانند خود بسپارند و بذر آن را در دلهاى كسانى شبيه خود بيفشانند ... [١] روشن است هنگامى كه رسولان انقلابى و مبلغان موجافكن در ميان جامعه نباشند تدريجا خرافات و وسوسههاى شيطانى و تحريفها و بىخبرى از تعليمات الهى گسترش مييابد، اينجا است كه ممكن است جمعى وضع موجود را عذر و بهانهاى براى فرار از زير بار مسئوليتها بپندارند، در اين موقع خداوند بوسيله مردان آسمانى اين عذر و بهانهها را قطع مينمايد.
و در پايان آيه ميفرمايد:" خداوند بر هر چيز توانا است" (وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ).
يعنى مبعوث ساختن پيامبران و برانگيختن جانشينان آنها براى نشر دعوت حق در برابر قدرت او ساده و آسان است.
[١] نهج البلاغه كلمات قصار كلمه ١٤٧.