تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٠ - مسيح كشته نشد- افسانه صليب
كنونى مسيح ع را پيامبرى كه براى هدايت و تربيت و ارشاد خلق آمده باشد نمىدانند، بلكه او را" فرزند خدا"! و" يكى از خدايان سهگانه"! مىدانند كه هدف اصلى آمدن او به اين جهان فدا شدن و باز خريد گناهان بشر بوده است، مىگويند: او آمده تا قربانى گناهان ما شود، او بدار آويخته و كشته شد، تا گناهان بشر را بشويد و جهانيان را از مجازات نجات دهد، بنا بر اين راه نجات را منحصرا در پيوند با مسيح و اعتقاد به اين موضوع مىدانند! به همين دليل گاهى مسيحيت را مذهب" نجات" يا" فداء" مىنامند و مسيح را" ناجى" و" فادى" لقب مىدهند، و اينكه مىبينيم مسيحيان روى مساله صليب فوق العاده تكيه مىكنند و شعارشان" صليب" است از همين نقطه نظر مىباشد.
اين بود خلاصهاى از عقيده مسيحيان در باره سرنوشت حضرت مسيح ع.
ولى هيچيك از مسلمانان در بطلان اين عقيده ترديد ندارند، زيرا:
اولا: مسيح ع پيامبرى همچون ساير پيامبران خدا بود، نه خدا بود و نه فرزند خدا، خداوند يكتا و يگانه است و شبيه و نظير و مثل و مانند و همسر و فرزند ندارد.
ثانيا:" فداء" و قربانى گناهان ديگران شدن مطلبى كاملا غير منطقى است هر كس در گرو اعمال خويش است و راه نجات نيز تنها ايمان و عمل صالح خود انسان است.
تفسير نمونه ؛ ج٤ ؛ ص٢٠٠
لثا: عقيده" فدا" گناهكارپرور و تشويق كننده به فساد و تباهى و آلودگى است.
و اگر مىبينيم قرآن مخصوصا روى مساله مصلوب نشدن مسيح ع تكيه كرده است، با اينكه ظاهرا موضوع سادهاى بنظر مىرسد به خاطر همين است كه عقيده خرافى فداء و بازخريد گناهان امت را به شدت بكوبد مسيحيان را از اين عقيده خرافى باز دارد تا نجات را در گرو اعمال خويش ببينند، نه در