صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٥٦
بهتر از من این کار را انجام بدهد، حاضرم که این را به او بدهم و خوشحالتر هم بشوم براى این که او بهتر براى خدا کار مىکند یا نه. اگر این جا آدم فهمید که نه، این طور نیست، حاضر نیست این کار را، بداند این خدایى نبوده (صرف خدایى) اخلاص نبوده در آن. آنى که براى ما فایده دارد اخلاص است که براى خدا هم کار بکنیم، خدا هم احتیاجى به هیچ چیز ندارد. احتیاجى به اخلاص ما ندارد، خدا مىخواهد که، میل دارد، یعنى میل به آن معنایى که دیگران دارند نه، انبیا را فرستاده که تربیت کنند، مردم را نجات بدهند، نجام مردم به این است که دنبال انبیا باشند و انگیزههایشان هم انگیزه انبیا باشد نمىتوانیم به آن قدر، به هر اندازهاى که مىتوانیم. البته ما نمىتوانیم که انگیزهاى که حضرت امیر دارد ما داشته باشیم این معلوم است که ما نمىتوانیم. اما مىتوانیم که یک انگیزههایى داشته باشیم که مشابه او باشد، برویم طرف آن طرف.
دانشگاه را باید رو به خدا و معنویت ببرید و همه درسها هم خوانده بشود
دانشگاه را باید شما رو به خدا ببرید، رو به معنویت ببرید و همه درسها هم خوانده بشود، همه درسها هم براى خدا خوانده بشود. اگر این را توانستید که شما براى این کار بروید و این کار را بکنید در کارتان موفقید، چه برسید به مقصدتان، چه نرسید به مقصدتان. یا اگر براى خودتان باشد ممکن است کار، بسیار کار عادى باشد اما براى دیگران نفع دارد، براى شما نفع ندارد، گاهى براى شما ضرر دارد، براى دیگرى نفع دارد، براى شما ضرر دارد و گاهى براى شما نفع دارد، براى دیگران ضرر دارد. شما مىخواستید یک کار خوبى بکنید نشده است و کار بد شده است اما شما مىخواستید خوب انجام بدهید. این معنا را ما باید همیشه در ذهنمان باشد و توجه به این داشته باشیم تا موفق در امور بشویم، در هر کارى موفق بشویم. من ادعا نمىکنم که امثال من یک همچو چیزى هستیم، نه، ما آدمهاى ناقصى هستیم، باید برویم تحصیل کنیم، تحصیل کمال بکنیم. اما مردم بودند در بینشان که یک همچو اشخاصى بودند، لااقل ما مىدانیم انبیا بودند، اولیاء خدا بودند که این جور بودند، براى او بوده هر چه کار کردند، نه این است که براى حکومت بوده است یا براى چى بوده. مىرفتند دنبال حکومت براى این که از دست جاهلین بگیرند، فشار مىآوردند که از دست جاهلین بگیرند، لکن نه از دست جائرین بگیرند که خودشان حاکم باشند، از دست جائرین مىگیرند که عدالت الهى را اجرا بکنند. این کار، کار انبیا بوده، عدالت الهى را مىخواستند ایجاد کنند لله تعالى. از این جهت که لله تعالى بوده است و خالص بودند آنها، الهى بودند خودشان، کارهاشان این طورى بوده. ما ناقصیم، ما اعتراف مىکنیم پیش خدا که ما ناقصیم، تا آخر هم نمىتوانیم این طور کمال را پیدا بکنیم. اما باید فکر باشیم که دنبال این معنا باشیم، همچو نباشد که پشت بکنیم به این معانى، دنبال این معنا باشیم که ما یک کارى که مىکنیم براى خدا باشد. و من امیدوارم که موفق بشوید وقتى که یک همچو انگیزهاى باشد، حتى در آن کارهایى که پیشتر نمىتوانستید انجام بدهید با این انگیزه انجام بدهید، با این انگیزهاى که عرض مىکنم قدرت به انجام پیدا بکنید. خدا تأیید مىکند یک همچو انگیزهاى را، یک همچو کارى را تأیید