صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٢
شده است. شما قدر این را بدانید که بفهمید که با قدرت خدا دارید سیر مىکنید، با قدرت خدا و به تبع خاصان خدا که در راسش انبیا هستند، با این مرام سیر مىکنید و با ایده تحکیم احکام اسلام و رفع ظلم از مظلومین، شما با همین وضع، با همین ایده حرکت کردید، آن وقتى که هیچ نداشتید، آن وقتى که همه قوا دست رژیم بود، آن وقتى که همه قدرتهامى خواستند او را نگهش دارند، شما جوانها ریختید در خیابانها و کارى کردید که نتوانست حتى قدرت آمریکا این رژیم را نگه دارد. با همهء قوا دنبال این بودند که نگهش دارند، به همهء حیله متشبث شدند براى نگهدارى او، لکن قدرت شما نگذاشت این کار بشود و این قدرت براى این است که از اول شما دنبال این نبودید که من، دنبال این بودید که اسلام، دنبال این بودید که کشور اسلامى.
این ملت اگر با هم شد، هیچ قدرتى نمىتواند او را بشکند
اگر بنا باشد که یک وقت خداى نخواسته ارتش بگوید من، سپاه هم بگوید من، بسیج هم بگوید من، آن روز است که فاتحهء همهتان خوانده شده است. آن روز است که شما دست از خداى نخواسته، دست از این انسجامتان که همه یکى هستید، ید واحد هستید براى حفظ کشورتان و حفظ اسلام، تا آن وقت که یک هستید، این یک را کسى نمىتواند بشکند. آن وقتى که متفرق شدید، صدها میلیون آدمى که هر کدام علیحده فکر مىکنند، هر کدام براى خودشان مىخواهند یک کارى بکنند، اینها به یک شاهى نمىارزند. وقتى یک عدهء کمى باشند که اینها با هم باشند و براى خودشان نه، براى مقصدشان، براى کشورشان، براى اسلامشان، اگر بنا شد همه ولو جمعیت کم به این مقصد حرکت کردند، اینها به مقصد رسند، جمعیت ایران نسبت به دنیا چیزى نیست (چهل و پنج میلیون، چهل میلیون یک همچو چیزى است) در مقابل جمعیتهاى دنیا که چیناش یک میلیارد جمعیت دارد، هندوستانش هفتصد میلیون جمعیت دارد یا بیشتر، ما چیزى نیستیم، اما، براى این که شما از من دست برداشتید و مىگویید ما براى خدا، شما نمىگویید که ارتش باید نشان بگیرد، نمىگویید که باید سپاه نشان بگیرد، نمىگویید باید بسیج یا کمیته یا شهربانى یا شهردارى از اینها بگیرد، شما مىگویید که ما نشان از خدا مىخواهیم و ما همه یک هستیم. اگر این معنا در بین شما حفظ شد، شما تا آخر محفوظید، هیچ کس نمىتواند به شما صدمه وارد کند. این قدرتهاى بزرگ هم این معنا را مىدانند که الان ایران وضعش طورى است که نمىشود آنها به هیچ وسیلهاى او را شکست بدهند، نه به وسیلهء کودتا، نه به وسیله چیزهاى دیگر، نه به وسیلهء حملهء نظامى. آنها از این راه پیش آمدند که رخنه کنند در بین شما و شما را از هم جدا کنند ولو این که طولانى باشد، مدتش طولانى باشد. آنها سرشان صبر است و صبر زیاد دارند و از حالا یک بذرى مىکارند، پنجاه سال دیگر بردارند. شما از حالا اگر یک وقت متوجه شدید که یک بذرى اینها کشتند که ولو در پنجاه سال دیگر مىخواهند از آن استفاده کنند، باید این را، این بذر را فاسدش کنید و زیر پا بمالیدش. اگر شما دیدید که یک وقت زمزمهء این معنا پیدا شد که: ارتش باید ارتشىاش را حفظ کند، آن هم بگوید سپاه باید سپاهىاش را