صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٣
مىخواهند تفرقه بیندازند، به حرف آنها گوش ندهیم اصلش. البته در هر جایى هستند اشخاصى که بخواهند که فساد بکنند، لکن وقتى یک ملتى /شد/ براى خدا وحدت را مىخواهد ایجاد کند و واحد باشد با دیگران، این دیگر گوشش به حرف این کسى که فساد مىخواهد بکند، بدهکار نیست. گوش آن آدمى بدهکار است که در او یک سستى هست در این جهت. در جهت /آن جهت/ معنویت و الهیت وقتى که یک سستى باشد، آن وقت آن چیزهایى که گفته مىشود، در انسان تأثیر مىکند. تاثیرش هم کم کم زیاد مىشود، یک وقتى انسان هم مىشود از آن ورى. اما اگر این جهت را محکم کردیم ما که ما براى خدا، از خدا هستیم و براى خدا باید عمل بکنیم و به خدا مراجعه مىکنیم، انالله و انا الیه راجعون ما از اوییم، به او بر مىگردیم، او فرستاده، برمى گردانیم. اگر ما این را تحکیم کنیم در قلبمان که ما از او هستیم و هر چه او گفته است، باید بکنیم. گفته است که با هم باید باشید که اگر با هم باشید کسى نمىتواند شما را چه بکند، ما هم با هم باید باشیم براى اطاعت خدا.
الان دشمنىهابراى این است که ما براى اسلام داریم کار مىکنیم
این نصرت خداست، این نصرتى است که تخلف ندارد از نصرت که خدا مىکند، ما او را نصرت مىکنیم، ما بنده ضعیف، نصرت بندگان خدا را براى او مىکنیم و او به واسطه عنایات زیادش این را نصرت خودش حساب کرده است، با این که غنى از همه عالم است. نصرت ضعفا را، نصرت مظلومین را نصرت خودش حساب کرده است و گفته است: ان تنصروا الله ینصرکم والا نصرت خدا یعنى چه؟ ما کى هستیم که نصرت خدا را بکنیم؟ عالم کى هست؟ همه موجودات عالم هیچند. نصرتى که ما بکنیم از دین خدا، نصرتى که بکنیم از بندگان خدا، خدا به عنایت خودش این را نصرت خودش حساب کرده، فرمودهاند: ان تنصروالله ، ما مىدانیم که خدا محتاج به نصرت ما نیست، لکن نصرت بندگان خدا را مىکنیم، نصرت دین خدا را مىکنیم و خدا به عنایت خودش قبول کرده است که این نصرت من است. و ما شک نداریم که خدا (غنى مطلق) که گفته است که نصرت من را بکنید و نصرتتان مىکنیم، اگر ما ضعفا، نصرت او را کردیم، او نصرت ما را مىکند. این مسأله عقلى است. او فرموده است که باید با هم باشید، اگر ما دنبال این معنا باشیم که اطاعت این امر خدا را بکنیم، هر کس هر حرفى بزند به گوش ما فرو نمىرود، هر شایعهاى درست بکنند، شایعهها همه خنثى مىشود، هر دروغپردازى که بکنند (تبلیغاتى که در خارج دارد مىشود و در هرجا) همهاش خنثى خواهد شد، براى این که ما این پایه را محکم کردیم که ما براى خدا وحدت داریم. ما وحدتمان براى این نیست که خودمان به جایى برسیم یک کارى بکنیم. ما خدا فرموده وحدت داشته باشید براى او وحدت داریم و این وحدت که براى خداست، هر کیدى در مقابلش خنثى است. براى این که /کید/ این کید، کید با خداست، این دشمنى، دشمنى با خداست. وقتى ما براى خدا این کار را کردیم، کسى اگر مخالفت کند، مخالفت با خدا کرده است. چون ما براى او مىکنیم، آن هم براى این که ما براى خدا مىکنیم دارند مىکنند. الان دشمنىها براى این است که ما براى اسلام داریم کار مىکنیم والا ما چیزى نیستیم