صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٧
چون اینها مىترسند از این، و صدام هم مقابل اسلام ایستاده است، از این جهت آنها هم زیر بغلش را نگه داشتهاند که نبادا یک وقت چه بشود. لکن خداى تبارک و تعالى اگر اراده فرموده باشد تمام این کیدها به خودشان برمى گردد. تکلیف ما این است که در مقابل ظلم بایستیم و این کسى که تعدى به ما کرده است، تو دهنى به او بزنیم و تا این قضیه را دنیا قبول نکند این جنگ هست و جنگ هم از طرف آنها هست، از طرف ما نیست. زدن این طور مراکز هم از طرف آنهاست. شما مىآیید نماز جمعه را مىزنید. نماز جمعه را که مىزنید خیال مىکنید ملت ما عقبنشیند! مىبینید که در نماز جمعه چه کردند. این یک مطلبى است گفتنى، تاریخى، تا کسى نبیند آن جا را، آن منظره را نبیند، باورش نمىآید که زن بچهاش تو بغلش است، مرد بچهاش پهلویش است هیچ حرکت نکند، این همه فشار، هیچ حرکت نکند، از آن ور انفجار آن نامردها، از آن طرف هم آن طور رگبارى که ملاحظه کردید همه. مع ذلک همه هم با طمانینه نشستهاند سرجاى خودشان و هیچ ابدا حرکتى نمىکنند. و ملت، یک همچو ملتى است. ملت این طورى دیگر دنبال این نیست که گوشتش ارزان است یا گران است، دنبال این نیست که کم است یا زیاد است. این دنبال این است که اسلام را بزرگ کند. همان طورى که پیغمبر اکرم هم بوده، پیغمبر اکرم هم این طور بوده، دنبال این بوده که اسلام تقویت بشود، حالا خودم کشته شدم، بچهام کشته شد، از بین رفتند، سیدالشهدا، بچه هایم اسیر شدند /هرچه هم مىآید/ خوب! مىبینید که در روایات هست که هرچه به ظهر عاشورا نزدیک مىشد، حضرت سیدالشهدا صورتش شکفتهتر مىشد. براى چى؟ براى این که مىدید که دارد مىرود پیش خدا. او نظر به او داشت، نه نظر به اینها داشت. نظر به اینها هر کدام که مربوط به خدا باشد به عنوان مربوط به خدا، والا نه این که به این نظر داشت که پسر دارد، اولاد دارد، این حرفها نبود در کار.
بنابر این، ما باید استقامت کنیم و آن چیزى که نگرانى پیغمبر هست که نبادا ملتش استقامت نکنند و این امر خدا را اطاعت نکنند، باید ما کارى بکنیم که این نگرانى نگذاریم در حق ما ثابت بشود. و من از خداى تبارک و تعالى مىخواهم که همه این قشرهاى ملت را از مجروحین، مصدومین، شهدا و خانوادههاى اینها و مفقودین ما و اسراى ما، همه اینها را هم سالم نگه دارد و شهداى ما را بیامرزد و در جوار خودش نعمت عنایت کند و اینهاى دیگر هم سالم نگه دارد و به پیروزى برسند و انشاء الله اسراى ما و مفقودین ما هم به وطن خودشان برگردند و ملت ما هم با قدرت و قوت پیش برود و هیچ از این نوع چیزها باک نداشته باشد. چیزى است که بر ملت بر ملت بیدار ثابت شده است که مىخواهى بیدار باشى، مىخواهى مستقل باشى، باید جورش را بکشى! مىخواهى ذلیل باشى؟ برو پیوند کن با آمریکا، همه این حرفها تمام مىشود، جنگ هیچ نمىشود پیوند کن با شوروى، باز هم نمىشود! اما چى؟ این است که یک ملت عقب مانده توسرى خورده ضعیف تا آخر. اما وقتى بخواهى، یک ملتى بخواهد سربلند باشد، بخواهد ارزش داشته باشد، این دیگر نباید فکر این باشد که ما حالا این ارزشى که داریم، ببینیم به اندازه این هست که ما ستمان گران باشد! یا دوغمان چه باشد! اگر این طور است، که ما از حالا هم رفتیم. اما مىبینیم این جور نیستند، ملت ما الحمدلله این طور