صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢١٨
برایش فرق نکند، یعنى هدفش این باشد که خدمت بکند، نه هدفش این باشد که مقام داشته باشد. انسان هم خودش مىتواند خودش را بشناسد، هیچ کس بهتر از خود انسان، البته بسیارى از اوقات هم انسان از خودش هم غفلت مىکند، اما بسیارى از اوقات هم هست که انسان خودش درک مىکند که چى دارد مىکند و در دلش چى مىگذرد. ماها نمىدانیم، اما خدا مىداند. انسان مىفهمد که اگر انتقاد بکند، آیا این انتقاد سازنده است یا انتقام است. خودش مىفهمد یعنى، غالبامى فهمد خودش مىفهمد که (آنى که در این پست هست) پست را دوست دارد یا خدمت را دوست دارد. این چون خدمتگزار است، دلبسته به این پست هست، یا خیر. دلبسته به این پست است، خدمتگزارى پیشش خیلى مهم نیست.
خوب! ادعاش را مىکند و مىکند هم حتماً عمده آن جهت است که انسان واقعاً بداند که یک روزى جواب باید بدهد. هیچ، هیچ شبهه در این نیست که ما یک روزى باید جواب بدهیم. هر کداممان، هر کارى انجام بدهیم، یک روز جواب مىخواهد، انتقاد بکنیم، یک روز جواب مىخواهد، انتقامگیرى باشد، یک روز جواب مىخواهد، و بدرفتارى باشد، یک روز جواب مىخواهند از ما. این را ما باید حتماً توجه بهش داشته باشیم و دارید توجه، یعنى هرکس مسلمان است، اعتقاد به این که معاد است و همه چیز دست او، در آن جا رسیدگى مىشود، و حاضر است، این جزو اعتقادات اسلام است. بنابراین، نباید اگر فرض بفرمایید که رئیس جمهور رفت و / یکى / دیگرى آمد، رئیس جمهور برود کنار و مأیوس بشود. نه! باید او برود یک کارى که ازش مىآید بکند و دلبستگى هم به او داشته باشد، به عنوان این که یک کارى است دارد مىکند، نه به عنوان این که یک مقامى است دارد. اگر انسان در خودش ادراک کرد که من بروم آن بالا را بگیرم، بداند که این کار، یک کار شیطانى است، این کار ازش نمىآید. اگر در ذهنش این است که برویم یک کارى انجام بدهیم براى جمهورى اسلام، این کار الهى است و ازش هم کار مىآید. این محکى است که انسان خودش غالباً مىتواند تشخیص بدهد. گاهى هم البته اشتباه دارد، یعنى، گاهى هم بر خود انسان / گاهى / مخفى است یک مسائلى. بنابراین، اگر چنانچه همین دولت شد و همین اشخاص شدند، که / به / کارشان انجام مىدهند، اگر این نشد و یک کس دیگرى شد و یک جمعیت دیگرى شدند، شما نباید از این جهت چیز باشید که ما رفتیم، یک کس دیگر آمد. باید ببینید که آن جا مىتوانید کار بکنید یا نه! آنها هم که مىآیند، اگر واقعاً مىخواهند خدمت بکنند، براى اسلام خدمت بکنند، آنها هم پیش خدا ماجورند، بعد هم معلوم مىشود چکارهاند. و اگر اینها مىخواهند یک مقامى را اخذ بکنند، یک کارى را انجام بدهند به واسطه این که مقام داشته باشند، آنها هم پیش خدا معلوم است و بعد هم مواخذه خواهد شد. باید / فکر / کسانى که مىخواهند یک کارى بکنند، باید فکر این باشند که شایسته این کار هستند یا نه! مسائل مهم است. مسأله دولت، مسأله ریاست جمهور، مسأله ریاست مجلس، مسأله قوه قضائیه، وزارت، همه اینها اهمیت دارد. اگر چنانچه انسان دنبال این باشد که حالایى که من رئیس دولت هستم، بروم دنبال رفقایى که همراه من هستند کار آمد باشند یا نباشند، به این کار نداشته باشد بداند که این کار، کار