صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٣٩
مسائل، اما هست باز و عقل اقتضا مىکند که دیگر ما آنهایى که متعهد هستند به اسلام و متعهد هستند به جمهورى اسلامى و مىخواهند در زیر بار ابرقدرتها دیگر نباشند، اینها دیگر با هم باشند. یک همچو عمل بزرگى که بیرون رفتن از زیر تعهد یک قدرتهاى بزرگ، یک همچو عمل بزرگى نمىشود، الا این که یک ملت و دولت و همه با هم باشند. اگر نباشند، ممکن نیست یک همچو مطلبى. تا حالا هم هر چه انجام گرفته در سایه همین اتحاد بوده است، اگر یک اختلافى بوده جزیى بوده و باید کوشش کنید که حتى آن اختلاف جزیى هم نباشد، یعنى جورى عمل بکنید که مردم از شما انتزاع این را بکنند که شما خواهید خدمت بکنید.
باید ما از مرحله لفظ و شعار بیرون برویم و به مرحله عمل برسیم
وقتى مردم دیدند که شما در صدد خدمت به آنها هستید، طبیعى است که آنها هم کمک به شما مىکنند و این به این است که همه وزارتخانهها، هرکسى که متصدى یک وزارتخانه است، وزارتخانه خودش را بنابراین بگذارد که اصلاح کند به نفع مردم، به جورى که مردم وقتى که در آن وزارتخانه وارد مىشوند با رضایت خاطر، با اطمینان خاطر بیرون بیایند. اگر این طور بشود، بلااشکال مردم حاضرند. مردم، مردم خوبى هستند. ما از مردم تشکر باید بکنیم، ما همه مرهون آنها هستیم. عمده این است که ما هم بتوانیم خدمت متقابل بکنیم و باید ما از مرحله لفظ و شعار بیرون برویم و به مرحله عمل برسیم، یعنى هر وزیرى در وزارتخانه خودش واقعاً بین خودش و خدا، خودش را موظف بداند به این که آن پرسنل آن جا را، هرکس در تحت نظر او هست، آنها را بسیج کند به این که با مردم رفتار خوب بکنند و با مردم رفتار سالم داشته باشند. و همین طور شرکت دادن مردم را در امور، این را کراراً گفتم، شما هم خودتان گفتید که یک کشورى را که بخواهید اداره بکنید، یک دولت تا شرکت مردم نباشد نمىشود اداره صحیح بشود. وقتى بنا شد که مردم شرکت کردند در کارها، شما شرکت دادید مردم را، آنهایى که الان خدمت مىکنند و سابق هم خدمت کردند به شما، به ما، به همه، به اسلام و شما را رساندند به این جا، آنها را کنار نگذارید، رد نکنید، آنها را وارد کنید در کار. وقتى وارد کردید در کار و آنها دیدند که شما مىخواهید همکارى کنید با آنها، آنها هم همکارى مىکنند با شما و بىهمکارى امثال بازار کارگرها نمىدانم زارعین، بدون این قشرهاى مختلفى که هستند کار از پیش نمىرود، باید آنها هم وارد باشند در کار و کمک کنند، کارهایى که آنها مىتوانند انجام بدهند، انجام بدهند، مثلاً، بازرگانانى که مىتوانند کارهاى، بازرگانان متعهد، نه هرچیز، آنهایى که در صدد اینند که براى کشور خدمت بکنند، آنها را دستشان را باز بگذارید خدمت بکنند و دنبال این نباشید که هى هر چیزى را دولتىاش کنید. نه، دولتى در یک حدودى است، آن حدودى که معلوم است، قانون هم معین کرده ولیکن مردم را شرکت بدهید، بازار را شرکت بدهید، در کارخانهها خیلى نظارت بکنید به این که هیچ اجحافى به کارگرها در آن جا نشود. کارمندان خودتان را، همه اینها را وقتى که با هم بکنید و محبت ببینند از شما، عمده این است که روح محبت از شما ببینند، وقتى دیدند شما محبت به آنها دارید، آنها